کارشناسان از ساخت دوربین دیجیتالی جدیدی با نام Skyros خبر دادهاند که میتواند پرواز کند و ضمن تغییر زاویه دید، امکان تصویربرداری با کیفیت بهتر را فراهم آورد.
به گزارش فارس، دوربین Skyros به گونهای ساخته شده است که به شما امکان میدهد از بالای آسمان و بر فراز منظره مورد نظر عکسبرداری کنید.

این دوربین لنز باکیفیت و گرانقیمتی ندارد، ولی نخستین دوربین دیجیتالی در جهان محسوب میشود که قابلیت پرواز و گرفتن عکسهای آسمانی دارد.
دوربین دیجیتالی Skyros میتواند به ارتفاع ۱۲۰ فوت از زمین فاصله بگیرد و پس از ثابت شدن در هوا، بخش متحرک خود را به حرکت بیندازد تا عکسهای زیبایی از شما گرفته شود. این دوربین در هر بار پرواز میتواند از فاصلهها و زوایای مختلف از شما عکس بگیرد و سپس به زمین بازگردد.

حسگر هوشمندی که در سیستم پروازی این دوربین کار گذاشته شده به دوربین امکان میدهد تا به صورت خودکار به سمت کاربرکه روی زمین قرار گرفته است، بچرخد. البته باید توجه داشته باشد که هماکنون فقط مدل مفهومی از این دوربین طراحی شده و نمونه عملی آن هنوز به تولید انبوه نرسیده است.
محمدعلی جدید الاسلام، بهزاد پروین قدس، کریم متقی، نادر فارغی، حسین قربانی، مقصود سامع سردرودی، احمد نامدار، محمدپارچه فروش، محمدعلی سلمانی، مهران چراغچی، صابرقاضی، نیر قلیزاده، کریم صادقی، بابک مرتضوی، مهناز برقان، مریم تبار، بابک شعبانی، صمد ایرانی، امیر حسین پروین قدس، ماهنی نامدار و رضا پروین قدس
انجمن عكاسی بسيج هنرمندان استان آذربایجان شرقی در راستای تقويت بنیه علمی و هنری هنرمندان عكاس و علاقمندان به عکاسی در این استان، كارگاه هایی را با هدف آموزش های تخصصی و کاربردی در حوزه عکس و عكاسی برگزار می كند.
به گزارش " پایگاه عکس چیلیک " دبیر انجمن عکاسی بسیج هنرمندان این استان ضمن تاکید بر اجرای تخصصی این سری برنامه اشاره کرد: اين كارگاه ها توسط سازمان بسيج هنرمندان استان آذربايجان شرقی طراحی و حمایت شده و به یقیین ادامه خواهد داشت.
" هادی فائزی " ضمن دعوت از تمامی علاقمندان به مباحث نظری و نرم افزاری در حیطه عکاسی، به زمان و محل برگزاری اشاره کرد و افزود: این کارگاه ها از تاریخ 13 مردادماه جاری آغاز شده و تا روز جمعه 15 مردادماه از ساعت 8 تا 19 در محل دانشگاه الزهرا(س) تبريز دائر خواهد بود.
طبق آمار دبيرخانه كارگاه ها، پذیرش متقاضیان از شهرستان ها بلامانع بوده و حدود 50 نفر از عكاسان حرفه ای و نيمه حرفه ای و همچنین علاقمندان در سطح سنی نوجوان و جوان از بيشتر شهرستان های این استان در اين كارگاه ها حضور خواهند داشت.
شركت كنندگان شهرستانی روز سه شنبه 12 مردادماه از ساعت 17 برای پذيرش و سازماندهی اسكان به دبيرخانه كارگاه ها واقع در دانشگاه الزهرا(س) مراجعه نمایند.
مراسم افتتاحيه اين دوره از كارگاه های آموزشی ساعت 8 صبح روز چهارشنبه، 13 مردادماه با حضور مديران فرهنگی استان، عکاسان و هنرمندان شركت كننده و اصحاب جرايد و رسانه ها در محل دانشگاه الزهرا(س) آغاز خواهد شد.
در پايان این دوره از كارگاه ها با برگزاری آزمون، به شركت كنندگان موفق، گواهی پايان دوره اعطا خواهد شد.
مباحثی كه در اين كارگاه ها مورد بحث خواهد بود، به این شرح است:
کارگاه آموزشی نقد و تحلیل عكس توسط استاد كريم متقی
کارگاه آموزشی مديريت رنگ در نرم افزارهای ویرایشگر توسط استاد سروش خيری
کارگاه آموزشی هنر عكاسی در جنگ توسط استاد بهزاد پروين قدس
کارگاه نظری و نمایش عکس با موضوع " معنويت در عكاسی " توسط استاد يدالله عبدی
کارگاه آموزشی بررسی و تحلیل عكاسی ديجيتال توسط استاد كمال شب خيز
کارگاه آموزشی نظری هنر زيباشناختی در عكاسی مناظر توسط استاد كمال شب خيز.
لازم به ذکر است که در آخرین روز برگزاری این مجموعه کارگاه ها در روز جمعه 15 مردادماه اردوی عكاسی با حضور اساتید و شركت كنندگان برگزار خواهد شد.
در این مسابقه 216 قطعه اثر ارسال گردیده بود که در این میان تنها 26 اثر به این جشنواره راه یافته است.
گفتنی است نمایشگاه آثار راه یافته در گالری استاد فخرالدین فخرالدینی واقع در مجتمع سینمایی 22 بهمن تبریز تا روز 28 اردیبهشت ماه 1389 دایر خواهد بود.
2 اثر از بابک شعبانی




عکس از بابک شعبانی
برای راه رفتن روی آب سرعت حداقل 80 کیلومتر در ساعت و سطح تماس با آب یک اینچ باشد.
تصویر ارسالی از محمدحسین گرانمایه















عکاسی: از روز پنجشنبه نوزدهم فروردین ماه سمیناری تحت عنوان «جنبش هنر عکاسی در کردستان» به مدت دو روز توسط
مجله «تاو» TAW تنها مجله عکاسی کردستان با حضور هنرمندانی از ایران، کردستان، عراق، لبنان و سوریه در شهر اربیل پایتخت کردستان عراق برگزار خواهد شد. در این سمینار که با برگزاری نمایشگاههای عکس و نمایش فیلم همراه است هفت سخنرانی در ارتباط با موضوع سمینار انجام خواهد شد. در دومین روز این سمینار افشین شاهرودی که سال گذشته دو نمایشگاه عکس از آثار عکاسان ایرانی را در سلیمانیه و حلبچه برگزار کرده و در این مدت کوششهایی را برای ایجاد آشنایی و ارتباط بین عکاسی ایران و کردستان بعمل آورده است در مورد «اهمیت عکاسی» سخنرانی خواهد کرد. لازم به ذکر است که سال گذشته کتابی نیزاز شاهرودی در سلیمانیه به زبان کردی ترجمه و منتشر شد.
قرار بود سیفاله صمدیان نیز بمنظور نمایش بخشهایی از «تصویر سال» در این سمینار حضور پیدا کند که به دلیل مشغله نتوانست در این سمینار شرکت کند.
حامد نباهت: روزهای آخر سال 88 جزو فعال ترین روزهای گروه هوپ کارتون بود و هرچی همه دنبال تعطیل کردن و فرار کردن از کارهای فوق برنامه بودند ماهم برعکس، فعالیت خودمان را زیاد تر کرده بودیم . بگذریم که بعد از اینکه تقریبا از اکثر گالری های تبریز نا امید شدیم دری جدید به رویمان باز شد و محلی برای برگزاری نمایشگاه پیشنهاد شد که تقریبا فکر برگزاری نمایشگاه کاریکاتور در چنین محلی برایمان محال بنظر می رسید ولی به لطف خدا توانستیم تالار هنرهای معاصر تبریز در ساختمان تاریخی شهرداری تبریز واقع در میدان ساعت را که بتازگی افتتاح شده بود برای نمایشگاه جشنواره کاریکاتور هوپ کارتون بگیریم البته جای آن هست که از شهردار هنر دوست تبریز جناب اقای دکتر نوین بخاطر لطفشان به جشنواره ما تشکر کنیم و همچنین اقای جدید الاسلام ، اقای هوشنگ و بچه های دیگر گروه هم زحمات بسیاری کشیدند تا هوپ کارتون بتواند با کمک انها نمایشگاهی در خور شأن تبریز برگزار کند.
البته این نمایشگاه جزء متفاوت ترین نمایشگاهها برای ما بود برای مایی که تا حالا ده ها نمایشگاه چه گروهی یا انفرادی برگزار کرده اییم بود و علتهای زیادی هم داشت نوع معماری و خاص بودن آن هم بی تاثیر نبود . نمایشگاه خیلی شلوغ نبود ولی خالی هم نبود. بازدید کنندگان از هر قشری که فکرشان می کنید بودند از استاد دانشگاه گرفته تا بی سواد ولی روشنفکر
البته آنجا بود که خیلی ها دلشان می خواست بین کارها کاری پیدا کنند که با سبک و سیاق خود خاطره ملانصرالدین و عظیم عظیم زاده یا روتر و شمرلینگ را برایشان زنده کند.
نا گفته نماند که ما هم مشکوک شده بودیم که این محل توسط بازدید کننده های دیگری هم مورد بازدید قرار می گرفت ولی دوربینهای مداربسته نمایشگاه هم قادر به رویت آنان نبودند و شاید روح عظیم عظیم زاده ها یا روتر و شمرلینگ ها بودند که زمانی در این خاک کاریکاتور می کشیدند و حرفهایی برای گفتن داشتند البته حیف شد که نتوانستیم ازشون بپرسیم نظرشون در مورد کاریکاتور امروز و کاریکاتوریست امروز چیست و چقدر راهشان درسته و چقدر غلط ؟
خلاصه بعد از چهار روز برپایی نمایشگاه که از تاریخ بیست و چهارم تا بیست و هفتم اسفند 88 بر گزار شد دفتر خاطرات نمایشگاه جشنواره هوپ کارتون در تبریز را بستیم .و نیز از آنهایی که امدند و از آنهایی هم که نیامدند متشکریم
گزارش تصویری از بابک شعبانی





























اين نمايش كه در بيستوهشتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر، برنده جايزه ويژه هيأت داوران در بخش مسابقه بينالمللي شد و پيش از اين نيز به عنوان اثر برگزيده دوازدهمين جشنواره بينالمللي تئاتر دانشگاهي شناخته شده بود، قرار است به ترتيب در روزهاي چهارشنبه 18 و پنجشنبه 19 فروردين براي عكاسان و خبرنگاران به صورت ويژه اجرا شود.
اين نمايش كه پيش از اين به عنوان اثر برگزيده دوازدهمين جشنوارهي بينالمللي تئاتر دانشگاهي انتخاب شده بود با حضور بازيگراني همچون حسام منظور، مرتضي اسماعيلكاشي، بهروز كاظمي، مهدي محمدي و اصغر پيران به صحنه ميبرد.
نمايش «مكبث» از تاريخ 20 فروردين ماه هر روز از ساعت 18:30 در تالار سايه مجموعه تئاتر شهر به روي صحنه خواهد رفت.
در این جلسه آقایان یعقوب کوشان، خانعلی صیامی، رضا پورکاظمی، احمد نامدار، علی شکری، جلال جنگجوی، بابک شعبانی و خانم ها سهیلا اویسی و فیروزه بیلدار حضور داشتند.
همچنین بابک شعبانی برای سومین سال متوالی مدیر و مسئول گروه عکاسان طبیعت استان آذربایجان شرقی شد.
اعضاء هيئت مديره گروه عکاسان طبیعت بابك شعباني، اميررضا برهاني و يعقوب كوشان تشکیل می دهند.




هوپ کارتون ضمن تبریک برای این هنرمند خوب آرزوی کسب موفقیت های روز افزون را دارد.


.jpg)
در این نشست که با حضور نزدیک به 80 نفر از عکاسان تبریز در محل سالن آمفی تئاتر مجتمع سینمایی 22 بهمن تبریز برگزار گردید ، استاد افشین شاهرودی با بیان مطالبی در مورد عکاسی خلاق به همراه تصاویر مربوطه به ابعاد مختلف عکاسی خلاق پرداختند . در قسمت دیگری از برنامه استاد به سوالات حاضران جواب دادند و در پایان برنامه ضمن تجلیل از آقای شاهرودی و همسرشان جوایزی نیز به پاس تقدیر از حضورشان در تبریز از سوی انجمن هنر عکاسی دریافت نمودند .
گزارش کامل این نشست و مباحث آن بزودی منتشر خواهد شد .
با حضور افشین شاهرودی
موضوغ بحث : عکاسی خلاق
زمان : پنجشنبه 88/11/15 ساعت 16
مکان : سالن آمفی تئاتر مجتمع سینمایی 22 بهمن تبریز

Fall by: Babak Shaabani

هدیه تهرانی عصر روز دوشنبه در نشست خبری نمایشگاه عکس «آبان گان» که این روزها در خانه هنرمندان برگزار شده در جمع نمایندگان رسانهها حضور پیدا کرد.
به گزارش خبرآنلاین او صحبتهایش را با این جمله که «ادعای عکاسی ندارم» شروع کرد اما در ادامه با انتقاد شدید تعدادی از خبرنگاران حاضر در جلسه روبرو شد.
این بازیگر سینما که این روزها 198 عکس خود را در طبقات مختلف خانه هنرمندان به نمایش گذاشته، با این توضیح که عکسهایم حاصل 4 سال عکاسی و انتخاب شده از میان 60 هزار عکس است، در پاسخ به این انتقاد که چرا فضای زیادی از خانه هنرمندان این روزها به نمایشگاه شما اختصاص پیدا کرده، امکانی که قطعا برای هیچ عکاس دیگری فراهم نمیشود، گفت:«برای برگزاری این نمایشگاه از نیویورک، پاریس، دبی، لندن و .... هم پیشنهاد داشتم اما عکسها متعلق به اینجا بود و ترجیح دادم نمایشگاه را همین جا برگزار کنم. اما حالا ترجیح میدهم دیگر در ایران نمایشگاه نگذارم.»
هدیه تهرانی هزینه آمادهسازی عکسهای نمایشگاهش را 220 میلیون تومان عنوان کرد و گفت: «برای تامین این هزینه از سازمان میراث فرهنگی وام گرفتم.»
او در مواجهه با این انتقاد که اگر ادعایی در عکاسی ندارید چرا نمایشگاهی در این حجم وسیع برگزار کردید و رقمهای بالایی برای فروش عکسها در نظر گرفتید گفت: «عکسها را سیف الله صمدیان قیمت گذاری کرده است. اما شما میخواهید بگویید تو هدیه تهرانی هستی و با استفاده از اسمت نمایشگاه برگزار کردی اما اینطور نیست. من میتوانستم با هزینه کمتر به سود بیشتری برسم اما از کیفیت کارم کم نکردم و برای هر قاب بین 200 تا 500 هزار تومان هزینه کردم. ضمن اینکه اسپانسرهای تجاری را که میتوانستند سود زیادی عاید کار کنند، نپذیرفتم. اگر مقاصد مالی داشتم هیچ وقت در خانه هنرمندان نمایشگاه نمیگذاشتم.»
گفتنی است عکس های این بازیگر سینما از 500 هزار تا 8 میلیون تومان قیمت گذاری شده است.
هدیه تهرانی که از ابتدای جلسه با انتقاد سخت و بعضا غیر منصفانه حاضرین روبرو شده بود، در حالی که سعی میکرد واکنش تندی از خود نشان ندهد، با صدایی بغض آلود به سوالات خبرنگاران پاسخ میداد و در نهایت با چشمانی اشک آلود خانه هنرمندان را ترک کرد.
در این چند روز دوستان زیادی نسبت به نمایشگاه خانم تهرانی واکنش نشان دادند ولی به نظر من این مسأله آنقدر مهم نیست که بخواهیم بر سرش تا این حد بحث کنیم.
در واقع وقتی کسی 800 اثر را در یک نمایشگاه به نمایش می گذارد و حتی کارهای پرتی اش را هم به نمایش می گذارد، یعنی ماجرا برای خودش هم خیلی مهم نبوده؛ حالا چرا باید برای ما مهم باشد. متاسفانه کار مدیریت فرهنگی کشورمان از این حرفها گذشته و این موضوع در مقابل مشکلات جدی و مهم فرهنگی ما مسأله پیش پا افتاده ای است.
حتی بعضی افراد و استادان در جاهای مختلف نوشته اند و گفته اند که عکاسان حسودی می کنند به چهره های دیگر رشته های هنری که وارد عرصه عکاسی می شوند و واکنش نشان می دهند. در حالیکه به نظر من اینطور نیست. برای دوستان فعال در رشته عکاسی این مهم نیست که دیگران نمایشگاه عکاسی برگزار کنند.
آنچه برای عکاسان حرفه ای مهم است این است که کسی که ورود پیدا می کند به عرصه عکاسی تا آنجا که از آثارش نمایشگاه می گذارد، به همان اندازه که به هنر و حرفه اول خود اهمیت می دهد و برایش وقت می گذارد و مطالعه می کند، برای عکاسی هم وقت و انرژی بگذارد، برایش مطالعه کند، شاگردی کند و سفر برود تا کارهایش نتیجه خوب و حرفه ای داشته باشد. اما معمولا این طور نیست و افراد برای عکاسی وقت نمی گذارند. مثلا به سفر می روند و عکس های توریستی شان را به نمایش می گذارند.
یعنی کیفیت هنر عکاسی را نازل می کنند و حرمت آن را می شکنند. بعد وقتی این آثار به نمایش در می آیند و با قیمت های گزاف به فروش می روند، در چرخه هنر عکاسی و برای کسانی که از طریق عکاسی حرفه ای امرار معاش می کنند، مشکل ایجاد می شود. متاسفانه بیشتر هنرمندانی که وارد عکاسی شده اند این هنر را خیلی سرسری گرفته اند.
نکته دیگر حمایت سازمان ها و ارگان ها از این افراد است. زمانی که سازمانی مثل میراث فرهنگی به هنرمندی که در رشته ای غیر از عکاسی چهره است، کمک مالی می کند این سوال پیش می آید که آیا اگر عکاسان هم از این سازمان درخواست وام داشته باشند، با درخواستشان موافقت می شود. آیا این سازمان تا به حال برای چاپ و انتشار کتاب های عکس از شهرها و استان های مختلف برای معرفی شان به توریست ها و ایرانگردان استفاده کند سرمایه گذاری کرده است؟ یا اینکه تعدادی عکاس با پشتوانه مالی خودشان یا ناشران خصوصی کتاب های عکس درباره ایران منتشر کرده اند؟
یا جایی مثل خانه هنرمندان که تمام سالن هایش را در اختیار یک هنرمند چهره در رشته ای غیر از عکاسی گذاشته تا آثارش را به نمایش بگذارد، آیا اگر یک عکاس برای نمایش عکس های حرفه ایش درخواست سالن کند مدت ها او را در انتظار نمی گذارد و نهایتا بیشتر از یکی دو سالن در اختیار می گذارد؟
متاسفانه حامیان هنرمندان (از نظر مالی، اعتباری، مکان برای نمایش آثار و ...) بیشتر از اینکه از عکاسان حرفه ای و کسانی که شغل و فعالیت اصلی شان عکاسی است حمایت کنند، از افرادی که فقط چهره هستند حمایت و پشتیبانی می کنند.

در غیر این صورت به کسی ربطی ندارد که چه کسی نمایشگاه عکس می گذارد.
اما نکته دیگری که نباید نادیده گرفته شود این است که در ماه های اخیر هنرمندان رشته های مختلف بیانیه دادند و از شرکت در کارهای دولتی انصراف دادند. بنابراین سازمان های دولتی وقتی با درخواست سوپراستارها به خصوص مواجه می شوند از آن استقبال می کنند و امکانات زیادی در اختیارش می گذارند.
به هر صورت اگر هنرمندان حرمت و ارزش عکاسی را حفظ کنند و سازمان ها هم از عکاسان به خوبی حمایت کنند، هیچ عکاسی با نمایشگاه گذاشتن دیگران مشکلی ندارد.
رضا کیانیان با این دیدگاه که اگر از طرف دولت به عکاسان کمک نمیشود، به هدیه تهرانی هم نباید کمک شود، مخالف است و اعتقاد دارد دولت باید از همه هنرمندان حمایت کند.
پیروزه روحانیون: رضا کیانیان از هنرمندانی است که در چند رشته هنری فعالیت می کند و آثارش را به نمایش می گذارد. تا چند سال پیش بیشتر افراد او را فقط به عنوان هنرپیشه می شناختند اما بعدها به نمایشگاه آثارش در رشته های مجسمه سازی و عکاسی رفتند و حتی کتابی به قلم او خواندند.

کیانیان که بارها حاصل عکاسی هایش را به نمایش عمومی گذاشته، در گفتگو با خبرآنلاین از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی به شدت دفاع می کند و معتقد است حمایت سازمان های دولتی از هدیه تهرانی به خاطر هنر عکاسی اوست نه به دلیل چهره بودنش.
نظر شما درباره حمایت سازمان های دولتی از نمایشگاه خانم هدیه تهرانی چیست؟ وقتی عکاسان بسیاری به خاطر مشکلات مالی نمی توانند نمایشگاه برپا کنند، آیا درست است که یک سازمان دولتی به فردی که حرفه و هنرش چیزی غیر از عکاسی است به خاطر چهره بودن او، کمک کنند؟
من نمی دانم خانم تهرانی چه بودجه و تسهیلاتی دریافت کرده است.هم چنان که نمی دانم کدام عکاس به خاطرمشکلات مالی نتوانسته نمایشگاه بگذارد. من همیشه می گویم مهم نیست چه کسی نمایشگاه گذاشته است، مهم تابلویی است که روی دیوار می رود یعنی کار هنری.
باید دید عکس های به نمایش درآمده ارزش هنری دارند یا خیر که به نظر من کارهای خانم تهرانی ارزش هنری دارند. اما با نوع استدلال شما مشکل دارم. چون تخریبی است. یعنی اگر به عکاسان امکانات نمی دهند پس به خانم تهرانی هم نباید امکانات بدهند. در صورتی که اگر بگوییم چون به ایشان امکانات دادید پس می توانید در اختیار بقیه هم بگذارید. در ضمن یادتان باشد خانم تهرانی هم عکاس است. به استناد عکس هایی که روی دیوار دارد. هدیه تهرانی دیروز و امروز عکاس نشده است، او سالهاست که عکاسی می کند و از یک سال پیش برای برپایی همین نمایشگاهش از خانه هنرمندان وقت گرفته بود، نه این که دو روز قبل از برگزاری نمایشگاهش درخواست کرده باشد.
اما تا به حال اتفاق نیفتاده بود که خانه هنرمندان تمام سالن هایش را برای نمایش آثار، در اختیار یک هنرمند بگذارد. این در حالی است که عکاسان حرفه ای برای نمایش آثارشان در خانه هنرمندان نهایتا می توانند از سالن های استاد ممیز استفاده کنند. این عجیب نیست؟
من هم برای نمایش کارهای چوبی ام فقط از گالری مرحوم ممیز استفاده کردم و به نظر من هر گالری دار حق دارد یکبار کاری را تجربه کند. خانه هنرمندان هم برای اولین بار این کار را کرده و این سابقه را از نمایشگاه هدیه تهرانی آغاز کرده است. ضمن این که باید دید آیا بقیه عکاسان هم به اندازه نمایشگاه آثار هدیه تهرانی مشتری دارند؟
وقتی در نمایشگاه هدیه تهرانی تمام سالن ها بازدیدکننده دارد، چرا نباید گالری دار تمام سالن هایش را در اختیار او بگذارد؟ این یک تجربه است. و از این به بعد هنرمندان دیگر هم اگر به همه سالن ها احتیاج داشتند می توانند به استناد این نمایشگاه همه سالن ها را بخواهند. این که خوب است.
مشکل اینجاست که این امکانات و تسهیلات از طرف ارگان ها و سازمان های دولتی در اختیار ایشان قرار گرفته است. شاید اگر یک گالری خصوصی این کار را می کرد توجیه داشت، ولی از یک ارگان دولتی مثل خانه هنرمندان انتظار می رود امکاناتش را به یک میزان در اختیار هنرمندان قرار دهد. آیا اگر دیگر عکاسان هم این امکان را بخواهند در اختیارشان قرار خواهد گرفت؟
من اینطور به قضیه نگاه نمی کنم، این امکان فقط به خاطر چهره بودن خانم هدیه تهرانی به ایشان تعلق نگرفته، به خاطر هنرش هم بوده. اگر سازمانی به عکاسان امکانات نمی دهد نباید بگوییم پس حالا که به عکاسان بودجه نمی دهند به خانم تهرانی هم نباید بدهند.
دولت باید به همه بودجه و امکانات بدهد؛ هم به خانم تهرانی و هم به دیگران. بودجه و امکانات سازمان های دولتی کم نیست. این بودجه ها و امکانات حاصل پول نفتی ست که قرار است به ما تعلق داشته باشد. دولت این امکانات را باید در اختیار همه بگذارد و برای تخصیص این تسهیلات نباید انتخاب کند. و ما هنرمندان و عکاسان باید خوشحال باشیم که این امکانات در اختیار خانم تهرانی قرار گرفته چون حالا مشخص شد که سازمان های دولتی تا چه حد می توانند به هنرمندان کمک کنند و تا به حال کمک نمی کردند و حالا معلوم شد که چه امکاناتی می توانستند در اختیارشان بگذارند و در اختیار هنر مندان قرار نمی دادند.
حالا دیگر همه عکاسان می توانند به استناد همین نمایشگاه طالب این امکانات باشند و این امکانات باید در اختیار همه هنرمندان قرار گیرد و باید به اندازه تولید هنری همه هنرمندان این سرزمین گالری و فرهنگسرا وجود داشته باشد تا بتوانند آثارشان را به نمایش بگذارند. و با مخاطب ارتباط بر قرار کنند. نه تنها در تهران بلکه در همه شهرستان ها. این یک حق ساده شهروندی است. هم برای هنرمند و هم برای مخاطب هنر.
بهمن جلالی، استاد عکاسی و از افرادی است که از ورود افراد جدید به حرفه و هنر عکاسی استقبال میکند، اما حمایت سازمان میراث فرهنگی از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی را اشتباه میداند.
پیروزه روحانیون: بهمن جلالی یکی از عکاسان پیشکسوتی است که بسیاری از عکاسان جوان کشورمان شاگرد او بودند. او از جمله افرادی است که در جواب واکنش عکاسان به نمایشگاه عکس هنرپیشههای چهره گفته است: «عزیزان من، دنیا و معیارهای آن عوض شده است. باور کنید که همه عکاساند، اگر میتوانید ماحصل کارشان را نقد کنید. زیر سوال بردن خودشان کسی را به جایی نمیرساند. هرکس دوربین خرید، هرکس موبایل داشت و هرکس با اینها عکس گرفت، کار بسیار خوبی میکند. عکس خوب بگیرد، عکاس خوبی است. عکس بد بگیرد، باید عکسش را نقد کرد.»

جلالی در گفتگو با خبرآنلاین از حمایت مراکز دولتی از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی انتقاد کرد و گفت سوال اصلی اینجاست که چرا سازمان میراث فرهنگی از نمایشگاه عکسی که هیچ سنخیتی با این سازمان ندارد، حمایت کرده است؟
نمایشگاه عکس خانم تهرانی با حاشیه های بسیاری روبهرو شده است، اما سؤال مهمی که در میان برای عکاسان به وجود آمده است درباره حمایت سازمان میراث فرهنگی به عنوان یک سازمان دولتی از ایشان است. نظر شما در این باره چیست؟
متاسفانه عدهای از عکاسان به برپایی نمایشگاه عکس توسط هنرپیشهها واکنش بدی نشان دادند. اما به نظر من برپایی نمایشگاه توسط هنرپیشههای چهره اشکال ندارد. ما عکاسان باید به این باور برسیم که هر کسی حق دارد نمایشگاه عکس برپا کند. ما چرا خود آن عکاس را مورد غضب قرار می دهیم؟ چرا کسی عکسهایش را نقد نمیکنیم تا بفهمیم عکاسی هست یا نیست؟ که این عکسها عکاسی معاصر امروز هست یا نیست؟ ما متاسفانه از این صحبتها نمیکنیم و از مسأله اصلی غافل شدهایم.
سوال من این است که نمایشگاه خانم تهرانی چه سنخیتی با سازمان میراث فرهنگی دارد که این سازمان برای برپایی نمایشگاهشان به ایشان وام داده است؟ اصلا این عکسها چه ربطی به میراث فرهنگی دارد؟ این همه عکاس، با سختی از میراث فرهنگی این مملکت عکس میگیرند، کی میراث فرهنگی آمده بگوید من از شما حمایت میکنم، نمایشگاهتان را برپا میکنم، کتاب برایتان چاپ میکنم، به شما وام میدهم بروید عکس بگیرید؟ بعد یکباره به خانم هدیه تهرانی مبلغ زیادی وام میدهد.
من با عکاس کاری ندارم، خانم هدیه تهرانی حق دارد هر هفته یک نمایشگاه برپا کند. ولی میخواهم ببینم آیا خانه هنرمندان این امکان را به همه میدهد که از همه فضاهایش برای نمایشگاه استفاده کند؟ اگر یک عکاس بخواهد در یکی از گالریها نمایشگاه بگذارد، یک سال دیگر به او وقت میدهند. اصلا نقش معاونت ریاست جمهوری در این ماجرا چیست؟ آیا آقای مشایی در هیچ نمایشگاه دیگری هم حضور داشتند؟ نماینده سراب اینجا چه کاره است؟ من وقتی کاتالوگ نمایشگاه را میخوانم دیوانه میشوم و نمیفهمم ماجرا چیست؟
این که یک سازمان دولتی از افراد چهره حمایت میکند، چه مشکلی برای عکاسان به وجود میآورد؟
مشکل اینجاست که من عکاس که نمیتوانم چهره بشوم تا مورد حمایت قرار بگیرم. چون در رشتهای کار میکنم که چهره شدن در آن وجود ندارد، ولی سینما این امکان را به هنرمند میدهد که چهره معروفی شود. ممکن است مردم به اندازه هدیه تهرانی من را نشناسند؛ اما من کار خودم را میکنم.
ایشان هم جای من را تنگ نکردهاند. من ظرف این 5، 6 ساله 10، 15 نمایشگاه خارج از این مملکت گذاشتم و هیچکس دیناری هم به من پول نداده است. خودم خرج کردم که آیا اگر کسی آثار را بخرد، بخشی از این هزینهها جبران شود. هیچ سازمان دولتی این چنین وام و تسهیلاتی در اختیار عکاسان قرار نمیداد و نمیدهد. حالا به خاطر چهره بودن خانم هدیه تهرانی وام به ایشان تعلق گرفته و این اشتباه است. میدانید چرا؟ چون عکسهای خانم هدیه تهرانی هیچ سنخیتی با میراث فرهنگی ندارد.
ممکن بود خانم تهرانی به عنوان تجربه بخواهد یک فیلم مستند بسازد، معاونت سینمایی وزارت ارشاد به خاطر چهره بودن یا هر دلیل دیگری میتواند به ایشان وام بدهد تا فیلمش را بسازد؛ وظیفهاش است که این کار را بکند. ولی آیا وظیفه میراث فرهنگی هم این است که به نمایشگاهی که ربطی به این سازمان ندارد کمک کند؟
ما چرا نمیپردازیم به بیبرنامگی و عدم فعالیت درست سازمانهای فرهنگی در این مملکت؟ اگر یک سازمان سینمایی برای برگزاری نمایشگاه عکس از خانم تهرانی حمایت کند، درست است؛ چون از یک عضو صنفی خودش پشتیبانی کرده و خیلی هم کار خوبی کرده است. ولی آنها که فعالیتشان ربطی به این عکسها ندارد اینجا چه کارهاند؟ این قابل قبول نیست که به خانم هدیه تهرانی به خاطر چهره بودنشان وام تعلق بگیرد.
عکاسان برای مانع شدن از گسترش و تکرار این ماجرا چه باید بکنند؟
من میخواهم از عکاسان و همکاران خودم، دو خواهش کنم. یکی اینکه جهانمان را بزرگتر کنیم، چون دنیا بزرگتر از این صحبتهاست که ما به خاطر نمایشگاه گذاشتن هنرپیشهها بحث و جدل کنیم. بعد هم یک گله کنم از همکاران خودم. ببینید این ماجرا از اکسپوی سال گذشته شروع شد. من بارها به مسؤول برگزاری اکسپو گفتم که این فرمولی که شما پیاده میکنید درست نیست.
انتخاب و قیمتگذاری عکس، معیار میخواهد. نمیشود هر کسی هر چه آورد در اکسپو وارد کنید. بعد برای این که از چهرههای معروف استفاده تبلیغاتی کنند، که به نظر من سوءاستفاده کردند از دوستان سینمایی، آنقدر به آنها تلفن زدند که آنها در دام این ماجرا افتادند. در غیر اینصورت این اکسپو چه اعتباری برای امثال آقای کیانیان و کیارستمی به ارمغان میآورد؟ وقتی همه جای دنیا عکسهای کیارستمی را میخرند، فروش آثارش در اکسپوی تهران، چه اعتبار هنریای برای او به وجود میآورد که او اصرار داشته باشد در آن شرکت کند؟
ولی برگزارکنندگان اکسپو از این ماجرا، برای تبلیغ اکسپو استفاده کردند. از روز اول این ماجرا برای من روشن بود که اینها چه نقشهای دارند و در اکسپو شرکت نکردم. عکاسان دیگر هم این را میدانستند ولی چرا آنها شرکت کردند که بعد شاکی شوند. آنها از روز اول نباید شرکت میکردند و لااقل حرمت حرفهشان را باید نگه میداشتند.
فروش این عکسها آیا در چرخه عکاسی حرفهای و برای کسانی که از راه عکاسی امرار معاش میکنند، مشکل ایجاد میکند یا خیر؟
ببینید به نظر من کسی که این عکسها را میخرد عکس نمیخرد، امضای صاحب اثر (مثلا هدیه تهرانی) را میخرد. خوب او خانم تهرانی را دوست دارد، من که نمیتوانم بگویم برای چه ایشان را دوست داری؟ به نظر من اشکالی ندارد ضمن این که اگر این عکسها را گران بخرند، قیمت عکس بالا میرود. ولی اینجا مشکلی که پیش میآید این است که آیا به اندازهای که از هدیه تهرانی حمایت میشود، از عکاسی که چهره نیست ولی عکس خوب دارد هم پشتیبانی میشود؟
من میگویم عکاسان باید کوشش کنند خارج از این حمایتهای دولتی که هیچوقت نصیب ما نمیشود، خودشان بتوانند فعالیتشان را ادامه دهند و ارتباطهای جهانی پیدا کنند و با گالریها و مراکز فرهنگی ارتباط برقرار کنند و کارشان را عرضه کنند.
شاید اگر یک ارگان خصوصی از نمایشگاه افراد چهره حمایت کند، توجیه داشته باشد که به دنبال سود حاصل از معروفیت و چهره بودن صاحب اثر است. ضمن این که اگر بازدید از نمایشگاه افراد چهره، بهانهای باشد برای آشنایی مردم با هنر عکاسی، حاصل خوبی برای این هنر دارد. ولی حمایت یک سازمان دولتی بحث برانگیز است.
درست است، حاصل خوبی دارد؛ ولی به شرطی که خوب عکس گرفته شده باشد. من به عنوان یک عکاس بعد از این همه سال هر تازه واردی که وارد رشته عکاسی میشود، خوشحال میشوم. چون پیش خودم میگویم یکی دیگر هم اضافه شد.
حالا اگر خوب عکس گرفت یا بد گرفت، نقدش میکنم؛ ولی میگویم یک فرد دیگر هم به عکاسی اضافه شد و این باعث رشد میشود. اگر یک هنرپیشه بیاید نمایشگاه عکس برپا کند، برای من بعد از این همه سال عکاسی جذاب است که ببینم این هنرپیشه از چه زاویهای این دنیا را دیده است و چه چیزی را به عنوان سوژه عکس انتخاب کرده است. یا اگر یک نویسنده نمایشگاه عکس بگذارد، خیلی خوشحال میشوم بروم ببینم یک نویسنده به این دنیا چطور نگاه کرده است و عکسهایش چه سنخیتی با کتابهایش دارد. همه اینها به آدم رشد میدهد و ایده میبخشد. اما مشروط بر این که عکس خوب گرفته شود. و این مسأله بسیار مهمی است.