تبليغاتX
هوپ کارتون
سیاستمدارها در هیچ کجای دنیا کاریکاتوریست‌ها را دوست ندارند.

گفتگوئی با اردوغان کارایل، داور نهمین دوسالانه کاریکاتور تهران

اشاره: اردوغان کارایل(به کسر یا/ Erdoğan Karayel) کاریکاتوریست‌ شناخته‌شده اهل ترکیه، سال‌هاست که در شهر اشتوتکارت آلمان به فعالیت‌های هنری و فرهنگی خود ادامه می‌دهد. وی از پنج سال پیش سایت کاریکاتوری «دون کیشوت»(Don Quichotte) (اینجا) را از شهر محل سکونتش به‌روز کرده و طی این مدت به واسطه سایت مذکور زمینه ارتباط نزدیک‌تر کاریکاتوریست‌های ترکیه با همکاران‌شان در سایر کشورها را فراهم ساخته است. او که چندی پیش در جریان نهمین دوسالانه کاریکاتور تهران به عنوان یکی از اعضای هیات ژوری جشنواره به ایران سفر کرده بود، دیدگاه‌هایش را درباره کاریکاتور ایران با نشریه الکترونیکی ترکی‌زبان YeniGün Avrupa (اینجا) در میان گذاشته. متن زیر ترجمه‌ای است از این گفتگو.

 از کاریکاتور ایران صحبت کنید. از مشاهده‌های‌تان. به نظر شما کاریکاتور این کشور در چه مسیری قرار دارد؟

 ● ابتدا باید یادآورم شوم که سایت دون‌کیشوت از موفقیت خوبی بین سایت‌های کاریکاتوری دنیا برخوردار است. ما با همه کاریکاتوریست‌ها و انجمن‌های کاریکاتوری تمام کشورها در ارتباط هستیم. حتی یک بار هم در یک نظرسنجی اینترنتی سایت ما بعد از سایت «ایران کارتون» در رده دومین سایت پربیننده کاریکاتور جهان قرار گرفته بود. براساس همین ارتباطات گسترده بین‌المللی، از سال 2008 شروع به برقراری مناسباتی عمیق با کاریکاتوریست‌های کشورهائی نظیر ایران، برزیل، جمهوری آذربایجان، سوریه و چین کرده‌ایم. من از مدت‌ها قبل کارهای کاریکاتوریست مطرح ایرانی، مسعود شجاعی را با حیرت دنبال می‌کردم. او مدیریت سایت ایران‌کارتون را نیز برعهده دارد. سرانجام دوستی خوبی بین ما شکل گرفت. سال 2008 برای نخستین بار سفری به تهران داشتم که با هم در هیات داوری یک جشنواره عضویت داشتیم. یک سال بعد در قبرس و در فستیوال دیگری به عنوان اعضای ژوری همراه شدیم. دسامبر سال 2009 نیز به بیینال کاریکاتور تهران دعوت شدم. در این مسابقه علاوه بر من، داورانی از کشورهای دیگر هم حضور داشتند:  «عمر ف. تورسیوس» و «نانی» از اسپانیا، «مارسیو لیته» از برزیل، «لیوئی وانگ» از چین و «شوکت یالاز» از ترکیه.

فستیوال ده روز طول کشید و در این مدت فرصت شناخت نزدیک‌تر ایران و ایرانی‌ها را پیدا کردم. ایران صاحب پشتوانه غنی فرهنگی پرشیاست و موفقیت‌ ایرانی‌ها در هنرهای تصویری جای هیچ تعجبی ندارد. بخصوص در سفر اصفهان هنر خوشنویسی و هنرهای دستی دیگری را در مساجد تاریخی، مدرسه‌ها و سایر ابنیه دیدم که واقعا ارزش تماشا داشت. روی این آثار که هر یک با طرحی متین و استوار و با رنگ‌های ویژه خلق شده‌اند، نمی‌شود قیمت‌گذاری کرد. شناخت ایران باعث شد تا تاثیر میراث غنی فرهنگی این کشور بر موفقیت امروز کاریکاتوریست‌هایش را بهتر درک کنم. ... . بیشتر کاریکاتوریست‌های ایرانی انگار به جای کشیدن کاریکاتور مشغول نقاشی روی بوم هستند. از این بابت کاریکاتور ایرانی جایگاه مهمی را در ذهنم به خود اختصاص داده. موقع نگاه کردن به بعضی از این کارها غبطه می‌خورم. نمی‌دانم تحت تاثیر آنها قرار گرفته‌ام یا نه، اما به هر حال در سال‌های اخیر روی زیبائی کاریکاتورهائی که می‌کشم تمرکز می‌کنم. در چنان مواقعی بعد از پایان کار وقتی کمی از دور به کاریکاتوری که کشیده‌ام نگاه می‌کنم وجودم از لذت غیرقابل باوری آکنده می‌شود.

 ○ دورنمای همکاری با کاریکاتوریست‌های ایرانی را چگونه می‌بینید؟

 ● دوستی‌ها و روابط هنری‌ای که با کاریکاتوریست‌های شناخته شده ایرانی نظیر مسعود شجاعی، بهرام عظیمی، شهرام رضائی، سعید صادقی، بهرام ارجمندنیا، شاهرخ حیدری و کیارش اسدی برقرار کرده‌ام، مهم‌ترین دلیلی است که باعث خواهد شد روابطم با ایران گسسته نشود. از همین حالا می‌توانم بگویم بعد از این هم با مسعود شجاعی در فستیوال‌های جهانی بسیاری همراه خواهم شد. طبق توافقی که در ایران با سردبیر ایران‌کارتون، مدیر «برزیل‌کارتون»، مارکیو لیته و مدیر «آیاک» چین، لیوئی وانگ به عمل آورده‌ایم، هر چهار نفر در بسیاری از برنامه‌های بین‌المللی کاریکاتور در کنار یکدیگر حضور خواهیم یافت. شناخته‌ترشدن سایت دون‌کیشوت بین کاریکاتوریست‌های این کشورها هم یکی دیگر از نتایج حضور در دوسالانه تهران محسوب می‌شود. ما حالا لوکموتیو یک حرکت بزرگ کاریکاتوری هستیم.

 ○ شما به عنوان یک کاریکاتوریست ترکیه‌ای ساکن اروپا موفق به برقراری مناسبات کاملی با کاریکاتوریست‌های سایر کشورها شده‌اید. به نظرتان کاریکاتورهای ایران و غرب چه شباهت‌هایی به یکدیگر دارند؟

 ● می‌شود گفت کاریکاتور جهانی بر سر دوراهی قرار گرفته. به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر کاریکاتورهای متکی بر «خط» و «شوخی» جای خود را به کاریکاتورهائی داده‌اند که «شوخی» در آنها به عنصر درجه دوم تقلیل یافته و با تاکید بر نحوه اجرا، زیبائی تصویر به هویت نخست‌شان بدل شده. من نگاه مشتاقی به این وسواس هنری ندارم و معتقدم در زمانی کوتاه استفاده از خطوط موجز جایگاه مهمی در کاریکاتور پیدا خواهد کرد. در کاریکاتورهای ایرانی، زیبائی‌شناسی‌ای که ریشه در فرهنگ پرشیا دارد حکمفرماست. این طرز و اسلوب را در کاریکاتورها کشورهائی مثل لهستان، برزیل و رومانی هم می‌شود مشاهده کرد.

 البته از دیگرسو نمی‌توان تاثیر ممیزی را بر کاریکاتور ایران نادیده گرفت. من آنجا به هیچ وجه با کارهای سیاسی روبرو نشدم. ... . کاریکاتور هنری است که فشار و ممیزی باعث ارتقاء سطح و افزایش ارزش آن می‌شود؛ چراکه چنان فضائی تفکر و تدقیق بیشتر کاریکاتوریست را به همراه خواهد داشت. کاریکاتوریست در آن شرایط دیگر اولین تصویری که به ذهنش خطور می‌کند را نخواهد کشید، بلکه با توجه به خطوط قرمز سیاسی به خلق تاثیرگذارترین و هنرمندانه‌ترین تصویری که می‌تواند بکشد خواهد پرداخت. تامل روی کار و آزمودن نتایج ذهنی متعدد هم بی‌تردید موفقیت هنرمند را در پی خواهد داشت.

  ○ کاریکاتوریست‌های ایرانی دنبال چه چیزهائی هستند؟ نگرش آنها را نسبت به جهان چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 ● کاریکاتوریست‌های ایرانی از الگوها و ذهن تصویری بسیار خوبی برخوردار هستند. آنها وارث دغدغه‌های زیبائی‌شناختی تمدن پرشیا به حساب می‌آیند. در مناسبات انسانی هم دست‌کم به اندازه ترکیه‌ای‌ها خونگرم و صمیمی هستند. در شهرهائی مثل تبریز با کاریکاتوریست‌های آذری‌ای آشنا شدم که زبان ترکی را هم می‌دانستند. کاریکاتوریست‌های ایرانی به واسطه تلویزیون و اینترنت با دنیا آشنا می‌شوند و می‌توانند وضعیتی قیاسی را در ذهن‌شان پدید بیاورند. آنها کاستی‌ها و اشتباه‌های موجود در کشورشان را هم به خوبی می‌بینند. همه کاریکاتوریست‌ها در سراسر جهان نسبت به کشیدن کاریکاتور آزاد هستند، اما در هیچ کجا کاریکاتوریست‌ها مطمئن نیستند که اثرشان در رسانه‌ها چاپ خواهد شد یا نه. این وضعیت فقط مساله کاریکاتوریست‌های ایرانی نیست؛ مساله همه ماست. در سراسر جهان در هیچ کشوری کاریکاتوریست‌ها نسبت به انتشار کاریکاتورهای‌شان در رسانه‌ها مختار نیستند. حالا این وضعیت در کشورهای متفاوت کم و زیاد دارد، اما اصل اتفاق یکی است. این یک واقعیت جهانی است که سیاستمدارها از ما خوش‌شان نمی‌آید. گاهی با خودم فکر می‌کنم کاش کشورها توسط کاریکاتوریست‌ها مدیریت می‌شد، اما بعد دچار تردید می‌شوم و از خودم می‌پرسم: آیا در آن صورت دنیای بهتری می‌داشتیم یا دنیای بدتری؟ اجازه بدهید دادن پاسخ به این سوال را به خود شما و به خواننده‌های‌تان واگذار ‌کنم.

این ترجمه روز اول اردیبهشت ۸۹ در صفحه گفتگوی روزنامه مردمسالاری به چاپ رسید. (اینجا)

ترجمه: آیدین فرنگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اردیبهشت1389ساعت 2:0  توسط نشریه مجازی هوپ کارتون  |