
هدیه تهرانی عصر روز دوشنبه در نشست خبری نمایشگاه عکس «آبان گان» که این روزها در خانه هنرمندان برگزار شده در جمع نمایندگان رسانهها حضور پیدا کرد.
به گزارش خبرآنلاین او صحبتهایش را با این جمله که «ادعای عکاسی ندارم» شروع کرد اما در ادامه با انتقاد شدید تعدادی از خبرنگاران حاضر در جلسه روبرو شد.
این بازیگر سینما که این روزها 198 عکس خود را در طبقات مختلف خانه هنرمندان به نمایش گذاشته، با این توضیح که عکسهایم حاصل 4 سال عکاسی و انتخاب شده از میان 60 هزار عکس است، در پاسخ به این انتقاد که چرا فضای زیادی از خانه هنرمندان این روزها به نمایشگاه شما اختصاص پیدا کرده، امکانی که قطعا برای هیچ عکاس دیگری فراهم نمیشود، گفت:«برای برگزاری این نمایشگاه از نیویورک، پاریس، دبی، لندن و .... هم پیشنهاد داشتم اما عکسها متعلق به اینجا بود و ترجیح دادم نمایشگاه را همین جا برگزار کنم. اما حالا ترجیح میدهم دیگر در ایران نمایشگاه نگذارم.»
هدیه تهرانی هزینه آمادهسازی عکسهای نمایشگاهش را 220 میلیون تومان عنوان کرد و گفت: «برای تامین این هزینه از سازمان میراث فرهنگی وام گرفتم.»
او در مواجهه با این انتقاد که اگر ادعایی در عکاسی ندارید چرا نمایشگاهی در این حجم وسیع برگزار کردید و رقمهای بالایی برای فروش عکسها در نظر گرفتید گفت: «عکسها را سیف الله صمدیان قیمت گذاری کرده است. اما شما میخواهید بگویید تو هدیه تهرانی هستی و با استفاده از اسمت نمایشگاه برگزار کردی اما اینطور نیست. من میتوانستم با هزینه کمتر به سود بیشتری برسم اما از کیفیت کارم کم نکردم و برای هر قاب بین 200 تا 500 هزار تومان هزینه کردم. ضمن اینکه اسپانسرهای تجاری را که میتوانستند سود زیادی عاید کار کنند، نپذیرفتم. اگر مقاصد مالی داشتم هیچ وقت در خانه هنرمندان نمایشگاه نمیگذاشتم.»
گفتنی است عکس های این بازیگر سینما از 500 هزار تا 8 میلیون تومان قیمت گذاری شده است.
هدیه تهرانی که از ابتدای جلسه با انتقاد سخت و بعضا غیر منصفانه حاضرین روبرو شده بود، در حالی که سعی میکرد واکنش تندی از خود نشان ندهد، با صدایی بغض آلود به سوالات خبرنگاران پاسخ میداد و در نهایت با چشمانی اشک آلود خانه هنرمندان را ترک کرد.
در این چند روز دوستان زیادی نسبت به نمایشگاه خانم تهرانی واکنش نشان دادند ولی به نظر من این مسأله آنقدر مهم نیست که بخواهیم بر سرش تا این حد بحث کنیم.
در واقع وقتی کسی 800 اثر را در یک نمایشگاه به نمایش می گذارد و حتی کارهای پرتی اش را هم به نمایش می گذارد، یعنی ماجرا برای خودش هم خیلی مهم نبوده؛ حالا چرا باید برای ما مهم باشد. متاسفانه کار مدیریت فرهنگی کشورمان از این حرفها گذشته و این موضوع در مقابل مشکلات جدی و مهم فرهنگی ما مسأله پیش پا افتاده ای است.
حتی بعضی افراد و استادان در جاهای مختلف نوشته اند و گفته اند که عکاسان حسودی می کنند به چهره های دیگر رشته های هنری که وارد عرصه عکاسی می شوند و واکنش نشان می دهند. در حالیکه به نظر من اینطور نیست. برای دوستان فعال در رشته عکاسی این مهم نیست که دیگران نمایشگاه عکاسی برگزار کنند.
آنچه برای عکاسان حرفه ای مهم است این است که کسی که ورود پیدا می کند به عرصه عکاسی تا آنجا که از آثارش نمایشگاه می گذارد، به همان اندازه که به هنر و حرفه اول خود اهمیت می دهد و برایش وقت می گذارد و مطالعه می کند، برای عکاسی هم وقت و انرژی بگذارد، برایش مطالعه کند، شاگردی کند و سفر برود تا کارهایش نتیجه خوب و حرفه ای داشته باشد. اما معمولا این طور نیست و افراد برای عکاسی وقت نمی گذارند. مثلا به سفر می روند و عکس های توریستی شان را به نمایش می گذارند.
یعنی کیفیت هنر عکاسی را نازل می کنند و حرمت آن را می شکنند. بعد وقتی این آثار به نمایش در می آیند و با قیمت های گزاف به فروش می روند، در چرخه هنر عکاسی و برای کسانی که از طریق عکاسی حرفه ای امرار معاش می کنند، مشکل ایجاد می شود. متاسفانه بیشتر هنرمندانی که وارد عکاسی شده اند این هنر را خیلی سرسری گرفته اند.
نکته دیگر حمایت سازمان ها و ارگان ها از این افراد است. زمانی که سازمانی مثل میراث فرهنگی به هنرمندی که در رشته ای غیر از عکاسی چهره است، کمک مالی می کند این سوال پیش می آید که آیا اگر عکاسان هم از این سازمان درخواست وام داشته باشند، با درخواستشان موافقت می شود. آیا این سازمان تا به حال برای چاپ و انتشار کتاب های عکس از شهرها و استان های مختلف برای معرفی شان به توریست ها و ایرانگردان استفاده کند سرمایه گذاری کرده است؟ یا اینکه تعدادی عکاس با پشتوانه مالی خودشان یا ناشران خصوصی کتاب های عکس درباره ایران منتشر کرده اند؟
یا جایی مثل خانه هنرمندان که تمام سالن هایش را در اختیار یک هنرمند چهره در رشته ای غیر از عکاسی گذاشته تا آثارش را به نمایش بگذارد، آیا اگر یک عکاس برای نمایش عکس های حرفه ایش درخواست سالن کند مدت ها او را در انتظار نمی گذارد و نهایتا بیشتر از یکی دو سالن در اختیار می گذارد؟
متاسفانه حامیان هنرمندان (از نظر مالی، اعتباری، مکان برای نمایش آثار و ...) بیشتر از اینکه از عکاسان حرفه ای و کسانی که شغل و فعالیت اصلی شان عکاسی است حمایت کنند، از افرادی که فقط چهره هستند حمایت و پشتیبانی می کنند.

در غیر این صورت به کسی ربطی ندارد که چه کسی نمایشگاه عکس می گذارد.
اما نکته دیگری که نباید نادیده گرفته شود این است که در ماه های اخیر هنرمندان رشته های مختلف بیانیه دادند و از شرکت در کارهای دولتی انصراف دادند. بنابراین سازمان های دولتی وقتی با درخواست سوپراستارها به خصوص مواجه می شوند از آن استقبال می کنند و امکانات زیادی در اختیارش می گذارند.
به هر صورت اگر هنرمندان حرمت و ارزش عکاسی را حفظ کنند و سازمان ها هم از عکاسان به خوبی حمایت کنند، هیچ عکاسی با نمایشگاه گذاشتن دیگران مشکلی ندارد.
رضا کیانیان با این دیدگاه که اگر از طرف دولت به عکاسان کمک نمیشود، به هدیه تهرانی هم نباید کمک شود، مخالف است و اعتقاد دارد دولت باید از همه هنرمندان حمایت کند.
پیروزه روحانیون: رضا کیانیان از هنرمندانی است که در چند رشته هنری فعالیت می کند و آثارش را به نمایش می گذارد. تا چند سال پیش بیشتر افراد او را فقط به عنوان هنرپیشه می شناختند اما بعدها به نمایشگاه آثارش در رشته های مجسمه سازی و عکاسی رفتند و حتی کتابی به قلم او خواندند.

کیانیان که بارها حاصل عکاسی هایش را به نمایش عمومی گذاشته، در گفتگو با خبرآنلاین از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی به شدت دفاع می کند و معتقد است حمایت سازمان های دولتی از هدیه تهرانی به خاطر هنر عکاسی اوست نه به دلیل چهره بودنش.
نظر شما درباره حمایت سازمان های دولتی از نمایشگاه خانم هدیه تهرانی چیست؟ وقتی عکاسان بسیاری به خاطر مشکلات مالی نمی توانند نمایشگاه برپا کنند، آیا درست است که یک سازمان دولتی به فردی که حرفه و هنرش چیزی غیر از عکاسی است به خاطر چهره بودن او، کمک کنند؟
من نمی دانم خانم تهرانی چه بودجه و تسهیلاتی دریافت کرده است.هم چنان که نمی دانم کدام عکاس به خاطرمشکلات مالی نتوانسته نمایشگاه بگذارد. من همیشه می گویم مهم نیست چه کسی نمایشگاه گذاشته است، مهم تابلویی است که روی دیوار می رود یعنی کار هنری.
باید دید عکس های به نمایش درآمده ارزش هنری دارند یا خیر که به نظر من کارهای خانم تهرانی ارزش هنری دارند. اما با نوع استدلال شما مشکل دارم. چون تخریبی است. یعنی اگر به عکاسان امکانات نمی دهند پس به خانم تهرانی هم نباید امکانات بدهند. در صورتی که اگر بگوییم چون به ایشان امکانات دادید پس می توانید در اختیار بقیه هم بگذارید. در ضمن یادتان باشد خانم تهرانی هم عکاس است. به استناد عکس هایی که روی دیوار دارد. هدیه تهرانی دیروز و امروز عکاس نشده است، او سالهاست که عکاسی می کند و از یک سال پیش برای برپایی همین نمایشگاهش از خانه هنرمندان وقت گرفته بود، نه این که دو روز قبل از برگزاری نمایشگاهش درخواست کرده باشد.
اما تا به حال اتفاق نیفتاده بود که خانه هنرمندان تمام سالن هایش را برای نمایش آثار، در اختیار یک هنرمند بگذارد. این در حالی است که عکاسان حرفه ای برای نمایش آثارشان در خانه هنرمندان نهایتا می توانند از سالن های استاد ممیز استفاده کنند. این عجیب نیست؟
من هم برای نمایش کارهای چوبی ام فقط از گالری مرحوم ممیز استفاده کردم و به نظر من هر گالری دار حق دارد یکبار کاری را تجربه کند. خانه هنرمندان هم برای اولین بار این کار را کرده و این سابقه را از نمایشگاه هدیه تهرانی آغاز کرده است. ضمن این که باید دید آیا بقیه عکاسان هم به اندازه نمایشگاه آثار هدیه تهرانی مشتری دارند؟
وقتی در نمایشگاه هدیه تهرانی تمام سالن ها بازدیدکننده دارد، چرا نباید گالری دار تمام سالن هایش را در اختیار او بگذارد؟ این یک تجربه است. و از این به بعد هنرمندان دیگر هم اگر به همه سالن ها احتیاج داشتند می توانند به استناد این نمایشگاه همه سالن ها را بخواهند. این که خوب است.
مشکل اینجاست که این امکانات و تسهیلات از طرف ارگان ها و سازمان های دولتی در اختیار ایشان قرار گرفته است. شاید اگر یک گالری خصوصی این کار را می کرد توجیه داشت، ولی از یک ارگان دولتی مثل خانه هنرمندان انتظار می رود امکاناتش را به یک میزان در اختیار هنرمندان قرار دهد. آیا اگر دیگر عکاسان هم این امکان را بخواهند در اختیارشان قرار خواهد گرفت؟
من اینطور به قضیه نگاه نمی کنم، این امکان فقط به خاطر چهره بودن خانم هدیه تهرانی به ایشان تعلق نگرفته، به خاطر هنرش هم بوده. اگر سازمانی به عکاسان امکانات نمی دهد نباید بگوییم پس حالا که به عکاسان بودجه نمی دهند به خانم تهرانی هم نباید بدهند.
دولت باید به همه بودجه و امکانات بدهد؛ هم به خانم تهرانی و هم به دیگران. بودجه و امکانات سازمان های دولتی کم نیست. این بودجه ها و امکانات حاصل پول نفتی ست که قرار است به ما تعلق داشته باشد. دولت این امکانات را باید در اختیار همه بگذارد و برای تخصیص این تسهیلات نباید انتخاب کند. و ما هنرمندان و عکاسان باید خوشحال باشیم که این امکانات در اختیار خانم تهرانی قرار گرفته چون حالا مشخص شد که سازمان های دولتی تا چه حد می توانند به هنرمندان کمک کنند و تا به حال کمک نمی کردند و حالا معلوم شد که چه امکاناتی می توانستند در اختیارشان بگذارند و در اختیار هنر مندان قرار نمی دادند.
حالا دیگر همه عکاسان می توانند به استناد همین نمایشگاه طالب این امکانات باشند و این امکانات باید در اختیار همه هنرمندان قرار گیرد و باید به اندازه تولید هنری همه هنرمندان این سرزمین گالری و فرهنگسرا وجود داشته باشد تا بتوانند آثارشان را به نمایش بگذارند. و با مخاطب ارتباط بر قرار کنند. نه تنها در تهران بلکه در همه شهرستان ها. این یک حق ساده شهروندی است. هم برای هنرمند و هم برای مخاطب هنر.
بهمن جلالی، استاد عکاسی و از افرادی است که از ورود افراد جدید به حرفه و هنر عکاسی استقبال میکند، اما حمایت سازمان میراث فرهنگی از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی را اشتباه میداند.
پیروزه روحانیون: بهمن جلالی یکی از عکاسان پیشکسوتی است که بسیاری از عکاسان جوان کشورمان شاگرد او بودند. او از جمله افرادی است که در جواب واکنش عکاسان به نمایشگاه عکس هنرپیشههای چهره گفته است: «عزیزان من، دنیا و معیارهای آن عوض شده است. باور کنید که همه عکاساند، اگر میتوانید ماحصل کارشان را نقد کنید. زیر سوال بردن خودشان کسی را به جایی نمیرساند. هرکس دوربین خرید، هرکس موبایل داشت و هرکس با اینها عکس گرفت، کار بسیار خوبی میکند. عکس خوب بگیرد، عکاس خوبی است. عکس بد بگیرد، باید عکسش را نقد کرد.»

جلالی در گفتگو با خبرآنلاین از حمایت مراکز دولتی از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی انتقاد کرد و گفت سوال اصلی اینجاست که چرا سازمان میراث فرهنگی از نمایشگاه عکسی که هیچ سنخیتی با این سازمان ندارد، حمایت کرده است؟
نمایشگاه عکس خانم تهرانی با حاشیه های بسیاری روبهرو شده است، اما سؤال مهمی که در میان برای عکاسان به وجود آمده است درباره حمایت سازمان میراث فرهنگی به عنوان یک سازمان دولتی از ایشان است. نظر شما در این باره چیست؟
متاسفانه عدهای از عکاسان به برپایی نمایشگاه عکس توسط هنرپیشهها واکنش بدی نشان دادند. اما به نظر من برپایی نمایشگاه توسط هنرپیشههای چهره اشکال ندارد. ما عکاسان باید به این باور برسیم که هر کسی حق دارد نمایشگاه عکس برپا کند. ما چرا خود آن عکاس را مورد غضب قرار می دهیم؟ چرا کسی عکسهایش را نقد نمیکنیم تا بفهمیم عکاسی هست یا نیست؟ که این عکسها عکاسی معاصر امروز هست یا نیست؟ ما متاسفانه از این صحبتها نمیکنیم و از مسأله اصلی غافل شدهایم.
سوال من این است که نمایشگاه خانم تهرانی چه سنخیتی با سازمان میراث فرهنگی دارد که این سازمان برای برپایی نمایشگاهشان به ایشان وام داده است؟ اصلا این عکسها چه ربطی به میراث فرهنگی دارد؟ این همه عکاس، با سختی از میراث فرهنگی این مملکت عکس میگیرند، کی میراث فرهنگی آمده بگوید من از شما حمایت میکنم، نمایشگاهتان را برپا میکنم، کتاب برایتان چاپ میکنم، به شما وام میدهم بروید عکس بگیرید؟ بعد یکباره به خانم هدیه تهرانی مبلغ زیادی وام میدهد.
من با عکاس کاری ندارم، خانم هدیه تهرانی حق دارد هر هفته یک نمایشگاه برپا کند. ولی میخواهم ببینم آیا خانه هنرمندان این امکان را به همه میدهد که از همه فضاهایش برای نمایشگاه استفاده کند؟ اگر یک عکاس بخواهد در یکی از گالریها نمایشگاه بگذارد، یک سال دیگر به او وقت میدهند. اصلا نقش معاونت ریاست جمهوری در این ماجرا چیست؟ آیا آقای مشایی در هیچ نمایشگاه دیگری هم حضور داشتند؟ نماینده سراب اینجا چه کاره است؟ من وقتی کاتالوگ نمایشگاه را میخوانم دیوانه میشوم و نمیفهمم ماجرا چیست؟
این که یک سازمان دولتی از افراد چهره حمایت میکند، چه مشکلی برای عکاسان به وجود میآورد؟
مشکل اینجاست که من عکاس که نمیتوانم چهره بشوم تا مورد حمایت قرار بگیرم. چون در رشتهای کار میکنم که چهره شدن در آن وجود ندارد، ولی سینما این امکان را به هنرمند میدهد که چهره معروفی شود. ممکن است مردم به اندازه هدیه تهرانی من را نشناسند؛ اما من کار خودم را میکنم.
ایشان هم جای من را تنگ نکردهاند. من ظرف این 5، 6 ساله 10، 15 نمایشگاه خارج از این مملکت گذاشتم و هیچکس دیناری هم به من پول نداده است. خودم خرج کردم که آیا اگر کسی آثار را بخرد، بخشی از این هزینهها جبران شود. هیچ سازمان دولتی این چنین وام و تسهیلاتی در اختیار عکاسان قرار نمیداد و نمیدهد. حالا به خاطر چهره بودن خانم هدیه تهرانی وام به ایشان تعلق گرفته و این اشتباه است. میدانید چرا؟ چون عکسهای خانم هدیه تهرانی هیچ سنخیتی با میراث فرهنگی ندارد.
ممکن بود خانم تهرانی به عنوان تجربه بخواهد یک فیلم مستند بسازد، معاونت سینمایی وزارت ارشاد به خاطر چهره بودن یا هر دلیل دیگری میتواند به ایشان وام بدهد تا فیلمش را بسازد؛ وظیفهاش است که این کار را بکند. ولی آیا وظیفه میراث فرهنگی هم این است که به نمایشگاهی که ربطی به این سازمان ندارد کمک کند؟
ما چرا نمیپردازیم به بیبرنامگی و عدم فعالیت درست سازمانهای فرهنگی در این مملکت؟ اگر یک سازمان سینمایی برای برگزاری نمایشگاه عکس از خانم تهرانی حمایت کند، درست است؛ چون از یک عضو صنفی خودش پشتیبانی کرده و خیلی هم کار خوبی کرده است. ولی آنها که فعالیتشان ربطی به این عکسها ندارد اینجا چه کارهاند؟ این قابل قبول نیست که به خانم هدیه تهرانی به خاطر چهره بودنشان وام تعلق بگیرد.
عکاسان برای مانع شدن از گسترش و تکرار این ماجرا چه باید بکنند؟
من میخواهم از عکاسان و همکاران خودم، دو خواهش کنم. یکی اینکه جهانمان را بزرگتر کنیم، چون دنیا بزرگتر از این صحبتهاست که ما به خاطر نمایشگاه گذاشتن هنرپیشهها بحث و جدل کنیم. بعد هم یک گله کنم از همکاران خودم. ببینید این ماجرا از اکسپوی سال گذشته شروع شد. من بارها به مسؤول برگزاری اکسپو گفتم که این فرمولی که شما پیاده میکنید درست نیست.
انتخاب و قیمتگذاری عکس، معیار میخواهد. نمیشود هر کسی هر چه آورد در اکسپو وارد کنید. بعد برای این که از چهرههای معروف استفاده تبلیغاتی کنند، که به نظر من سوءاستفاده کردند از دوستان سینمایی، آنقدر به آنها تلفن زدند که آنها در دام این ماجرا افتادند. در غیر اینصورت این اکسپو چه اعتباری برای امثال آقای کیانیان و کیارستمی به ارمغان میآورد؟ وقتی همه جای دنیا عکسهای کیارستمی را میخرند، فروش آثارش در اکسپوی تهران، چه اعتبار هنریای برای او به وجود میآورد که او اصرار داشته باشد در آن شرکت کند؟
ولی برگزارکنندگان اکسپو از این ماجرا، برای تبلیغ اکسپو استفاده کردند. از روز اول این ماجرا برای من روشن بود که اینها چه نقشهای دارند و در اکسپو شرکت نکردم. عکاسان دیگر هم این را میدانستند ولی چرا آنها شرکت کردند که بعد شاکی شوند. آنها از روز اول نباید شرکت میکردند و لااقل حرمت حرفهشان را باید نگه میداشتند.
فروش این عکسها آیا در چرخه عکاسی حرفهای و برای کسانی که از راه عکاسی امرار معاش میکنند، مشکل ایجاد میکند یا خیر؟
ببینید به نظر من کسی که این عکسها را میخرد عکس نمیخرد، امضای صاحب اثر (مثلا هدیه تهرانی) را میخرد. خوب او خانم تهرانی را دوست دارد، من که نمیتوانم بگویم برای چه ایشان را دوست داری؟ به نظر من اشکالی ندارد ضمن این که اگر این عکسها را گران بخرند، قیمت عکس بالا میرود. ولی اینجا مشکلی که پیش میآید این است که آیا به اندازهای که از هدیه تهرانی حمایت میشود، از عکاسی که چهره نیست ولی عکس خوب دارد هم پشتیبانی میشود؟
من میگویم عکاسان باید کوشش کنند خارج از این حمایتهای دولتی که هیچوقت نصیب ما نمیشود، خودشان بتوانند فعالیتشان را ادامه دهند و ارتباطهای جهانی پیدا کنند و با گالریها و مراکز فرهنگی ارتباط برقرار کنند و کارشان را عرضه کنند.
شاید اگر یک ارگان خصوصی از نمایشگاه افراد چهره حمایت کند، توجیه داشته باشد که به دنبال سود حاصل از معروفیت و چهره بودن صاحب اثر است. ضمن این که اگر بازدید از نمایشگاه افراد چهره، بهانهای باشد برای آشنایی مردم با هنر عکاسی، حاصل خوبی برای این هنر دارد. ولی حمایت یک سازمان دولتی بحث برانگیز است.
درست است، حاصل خوبی دارد؛ ولی به شرطی که خوب عکس گرفته شده باشد. من به عنوان یک عکاس بعد از این همه سال هر تازه واردی که وارد رشته عکاسی میشود، خوشحال میشوم. چون پیش خودم میگویم یکی دیگر هم اضافه شد.
حالا اگر خوب عکس گرفت یا بد گرفت، نقدش میکنم؛ ولی میگویم یک فرد دیگر هم به عکاسی اضافه شد و این باعث رشد میشود. اگر یک هنرپیشه بیاید نمایشگاه عکس برپا کند، برای من بعد از این همه سال عکاسی جذاب است که ببینم این هنرپیشه از چه زاویهای این دنیا را دیده است و چه چیزی را به عنوان سوژه عکس انتخاب کرده است. یا اگر یک نویسنده نمایشگاه عکس بگذارد، خیلی خوشحال میشوم بروم ببینم یک نویسنده به این دنیا چطور نگاه کرده است و عکسهایش چه سنخیتی با کتابهایش دارد. همه اینها به آدم رشد میدهد و ایده میبخشد. اما مشروط بر این که عکس خوب گرفته شود. و این مسأله بسیار مهمی است.

هوپ کارتون اين موفقيت بزرگ را خدمت اين هنرمند و دوست عزيز تبريك می گوید.

موضوع: از گریه تا خنده
*هر شركت كننده مي تواند تنها با 3 اثر در این مسابقه شرکت نماید .
اين آثار مي تواند منتخبي از آثار برنده در مسابقات داخلي و بين المللي باشد.
* اندازه : آثار باید A4 و بصورت 300دی پی آی و فرمت JPG ارسال گردند.
* تكنيك و شيوه اجراي آثار آزاد است.
*ارسال مشخصات عکس،آدرس و بیوگرافی هنرمند الزامی است
* برگزار كننده حق استفاده از آثار منتخب براي چاپ كتب، بانك اطلاعاتي، برگزاري نمايشگاه و اقدام تبلياتي و فرهنگي با ذكر نام صاحب اثر را براي خود محفوظ مي دارد.
آدرس ارسال آثار(بصورت ایمیل):
جوايز:
نفر اول: مدال طلای ویژه هوپ کارتون + تنديس + لوح تقدير + لوح فشرده آثار
نفر دوم: مدال نقره ویژه هوپ کارتون+ تنديس + لوح تقدير + لوح فشرده آثار
نفر سوم: مدال برنز ویژه هوپ کارتون+ تنديس + لوح تقدير+ لوح فشرده آثار
همچنین به 8 اثر برگزیده لوح تقدیر و لوح فشرده آثار اهدا خواهد شد
*آثار برگزیده در سایت هوپ کارتون نمایش داده خواهد شد
*کلیه عواید بدست امده از تبلیغات و فروش آثار به نفع کودکان بی سرپرست و کودکان مبتلا به سرطان استفاده خواهد شد.
آخرين مهلت ارسال آثار: 10 اسفند 1388
ارتباط با ما : HOPCARTOON@YAHOO.COM
اطلاعات بیشتر :WWW.HOPCARTOON.COM
پرشین کارتون - کیوان زرگری
نهمين دوره دوسالانه بين المللي كاريكاتورتهران درشرايطي افتتاح گرديدكه جمع كثيري از هنرمندان مطرح كاريكاتوريست كشور باانتشار بيانه اي آن را تحريم و در آن مشاركت نكردند.
تعدادي ازامضاء كنندگان بيانيه در يادداشت هايي كه در مطبوعات و وب سايت هاي فرهنگي ،هنري منتشرشد ازدلايل اين تحريم سخن گفتند و حتي خانه كاريكاتوربه عنوان دبيرخانه دائمي و مجري برگزاري دوسالانه هاي كاريكاتور جلسه اي رابا حضورجمعي از هنرمندان كاريكاتوريست برگزار كردكه بدليل عدم نتيجه دلخواه مسئولين خانه ،اخبار آن نشست هم بازتاب مناسبي پيدا نكرد.
درطول تاريخ كاريكاتور ايران با توجه به نبودن تشكل صنفي براي هنرمندان اين رشته ، انتشار يك بيانيه و امضاء بيش ازيكصد هنرمند سرشناس درپاي آن امري بي سابقه و تاريخي است. از همين روي انتظار کاریکاتوریستها از مسئولين خانه کاریکاتور و بخصوص شخص اول آن با توجه به شخصيت فرهنگي و هنريشان این بود که با حوصله و سعه صدر بیشتری با این موضوع برخورد کنند.
آنچه اتفاق افتاد بدون شک یک دهن کجی بزرگ به هنرمندان معاصر کشور بودگويا برداشتي كه مسئولان خانه كاريكاتور ازآن بيانيه داشته اند صرفاً درحد برگزار شدن يا نشدن یک دوسالانه هنری بوده درحالي كه نكته اصلي بی توجهي به يك حركت جمعي وصنفي است كه درآن نظر ، عقیده و خواست بسیاری از هنرمندان باسابقه کشور توسط مرکزی به نام خانه کاریکاتور ایران ناديده گرفته شده است و به همين خاطر موجب رنجش بسياري ازهنرمندان شده .با اين عملكرد قطعا در آينده نزديك شاهد شكافي عميق در ارتباط بسياري از هنرمندان با اين مركز هنري خواهيم بود. مركزي كه همواره در غیاب یک انجمن صنفی مستحکم داعیه هدایت سکان كاريكاتور كشور و ارتباط با هنرمندان کاریکاتوريست را در برنامه ها و جمع های خصوصي و عمومي خود مطرح وبا افتخار ازآن ياد مي كرده، امروز با برگزاركردن اين دوسالانه با شرايط فوق به بسياري ازهنرمندان معاصر كشورفهماند كه تا چه ميزان براي خواست و نظر آنها احترام قائل است.اگر چه لازم به ذکر است که این رفتار ها بی پاسخ نخواهد ماند چرا که مسئولين خانه كاريكاتور باید بدانند که ميزهاي مسئوليت عمربسيار كوتاهي داردوماندگار هم نیست.و با دهن کجی به نظرات جامعه هنری طبیعتا باید منتظرانزوای بیشتر در بین هنرمندان مستقل کشوربمانند.
در این دوسالانه علاوه بر امضاء کنندگان بیانیه جمع کثیری از هنرمندانی که به دلایلی مختلف بیانیه را امضاء نکرده بودند با وجود حضور منظم در دوسالانه های گذشته در این نمایشگاه شرکت نکردند و به نوعی همراهی خود را با این اعتراض صنفی به نمایش گذاشتند. اين اتفاق يك بار ديگر نشان داد كه هيچ یک از مركز دولتی یا وابسته به آن سكان دار مناسبي براي هدايت يك جریان سالم صنفي نیستند. هنرمندان کاریکاتوریست در این دوره نشان دادند که می توانند با همدلی و اتحاد پایه گذار حرکت های صنفی محکم و استوار باشند.
اسامي راه يافتگان به بخش مسابقه دومين جشنواره سراسري عكس نماز و نيايش ( تبريز )
طبق اعلام هيات انتخاب دومين جشنواره عكس نماز و نيايش 37 قطعه عكس از 27 عكاس به بخش مسابقه راه يافتن كه اسامي راه يافتگان به شرح زير اعلام ميگردد .
|
رديف |
نام و نام خانوادگي |
شهر |
|
1 |
يوسف اكبر پابندي |
تبريز |
|
2 |
بابك محمدي ساعتي |
تبريز |
|
3 |
يوسف نوريان |
تبريز |
|
4 |
الناز باقري فرح بخش |
تبريز |
|
5 |
شهلا طريقي نيا |
مراغه |
|
6 |
حامد مهر آوران |
تبريز |
|
7 |
عليرضا عزيزاللهي |
كاشان |
|
8 |
محمد علي مريزاد |
قم |
|
9 |
مهري رحيم زاده |
قزوين |
|
10 |
آذين انور حقيقي |
تبريز |
|
11 |
علي حامد حق دوست |
تبريز |
|
12 |
سيد علي حسيني فر |
خراسان رضوي |
|
13 |
مهسا جمالي گلزار |
تبريز |
|
14 |
عصمت نباتي |
زنجان |
|
15 |
امير عبيداوي |
اهواز |
|
16 |
مجيد شقايي فلاح |
مشهد |
|
17 |
بابك شعباني |
تبريز |
|
18 |
عليرضا عباسي |
شيراز |
|
19 |
سيد جواد حسينيلر |
تبريز |
|
20 |
بيژن فضل زاده |
تبريز |
|
21 |
نعيمه افتخار نهلي |
تبريز |
|
22 |
مهدي مريزاد |
قم |
|
23 |
حسين بهار لو |
نجف آباد |
|
24 |
قدير وقاري |
مشهد |
|
25 |
حسن فتاحيان |
كهكيلويه و بويراحمد |
|
26 |
حميد رضا بازرگاني |
زنجان |
|
27 |
صابر زماني |
بوشهر |
بنا بر گزارش دبير اجرايي جشنواره به هر يك از اسامي اعلام شده مبلغ 300000 ريال بابت حق تاليف پرداخت خواهد شد و اعلام نفرات برگزيده جشنواره و مراسم اهداي جوايز نفرات برتر روز 14 آذر ماه 88 در محل سالن آمفي تئاتر مجتمع سينمايي 22 بهمن تبريز برگزار خواهد شد .
عليرضا ذاكري
منبع: فصل نامه گفتار سبز / شماره ۶-۵
اشاره: چنين بنظر ميآيد آئين نقد نويسي در كشور ما جايگاه واقعي خود را پيدا نكرده، بلكه به ابزاري تبديل شده است براي تسويه حسابهاي شخصي و دستيابي به منافع افراد.
اما از سوي ديگر نقد حرفهاي در اوج سلامت محتوا، هرگز وارد اين بازيها نميشود و براي خوشآمدن يا خوشنيامدن كسي نوشته نميشود. نقد سالم سلسه نوشتاريست كه خواننده با مطالعهي آن، نكتهاي را ميآموزد. نقد خوب ضمن مطرح ساختن ضعفهاي هر اثر، دلايل منطقي خود را بازگو كرده و در ادامه وظيفه دارد راهكارهاي بهتر شدن اثر را با دلايل منطقي بيان نمايد.
در نوشتار سعي بر اين دارد با بياني ساده و صريح ضمن بررسي و نقد فعاليتهاي دوسالانه كاريكاتور تهران، نكاتي را در حوزه كاريكاتور مطرح سازد.
اميد ميرود محتوي اين نوشتار تنها از زاويه نقدي دلسوازانه نگريسته شود، نه آنچه در ابتداي اشاره آمده است.
كاريكاتوريست
در اوايل دهه هفتاد، كاريكاتور ايران مراحل نوپايي و شكلگيري مجدد خود را طي ميكرد. آن ايام همزمان شده بود با شروع فعاليتهاي نگارنده در عرصه كاريكاتور. باورها و ايدهآلهاي خاصي كه نسبت به هنر كاريكاتور داشتم بسيار جالب بودند. اول آنكه ميپنداشتم كاريكاتور هنري غير انتفاعي است! و چندان محل درآمد هنرمندي نميتواند باشد. حداقل در اين مملكت. بعدها كه جلوتر آمدم ديدم خير! تصور من اشتباه است و ماجرا زواياي ديگري هم دارد كه از ديد من پنهان مانده بود. دوم اينكه باور داشتم كاريكاتوريست بايد سرشار از وجدان، انسانيت، راستي و درستي باشد. اما بايد با همه احترام به كاريكاتوريستهاي شريف اين سرزمين، اعتراف كنم اين اوصاف انساني چندان هم محلي از اعراب ندارد. ميپنداشتم، كاريكاتوريست هميشه درجبهه حق و مظلوم قرار دارد و آني از ذات انتقادي كاريكاتور دور نمي شود. زيرا اين خصلتها، از مهمترين شاخصههاي يك كاريكاتوريست تمام عيار است. اين پرسش هنوز هم مرا آزار ميدهد، آيا منِ كاريكاتوريست به اولين اصول اخلاقي پايبند هستم؟!!
اگر كسي بپرسد اين اوصاف انساني چه ربطي به توليد آثار كاريكاتوري دارد، لابد نميداند كه هنرمند، هميشه و هميشه باطن خود را ترسيم ميكند. هنرمندي كه تعهد نداشته باشد چگونه ميتوان از او توقع داشت اثري خلق كند كه سرشار از حقيقت و لحظات انساني باشد.
تصويري كه از جامعه معاصر توسط هنرمندي ترسيم ميشود كه چندان تعهدي به اخلاقيات و اصول حرافاي ندارد، آيا آثار او ميتواند براي آيندگان و نسلهاي بعدي اعتبار داشته باشد و محل استناد يك موقيعت تاريخي كشوري باشد؟!
بيشك كاريكاتوريست حرفهاي تمام عيار كسي است كه در رفتار و آثارش، دروغ، توهين، تخريب و سرسپردهگي جايي ندارد، هنرش را در خدمت جريانهاي سياسي قرار نميدهد، بلكه همه وجودش مالامال از وجدان، دانش، معرفت و گرايش شديد به حق و حقيقت است.
موضوعات دوسالانه كاريكاتور
اينكه ما ايرانيها استاد افراط و تفريط هستيم هيچ شكي وجود ندارد. اين نكته را بارها گفتهام. ما ايرانيها يا بيستون ميسازيم يا چهل ستون!!
صحبت روزهاي آغازين نوپايي مجدد كاريكاتور ايران بود. خب در آن ايام رفتارها و منشهاي فرهنگي در همهي سطوح جامعه رسوخ كرده بود. با نگاهي به موضوعات دوسالانه كاريكاتور، صحت اين سخن را در مييابيم.
دوسالانه اول1372، با موضوع: قلم.
دوسالانه دوم1374، با موضوع: كتاب.
دوسالانه سوم 1376، با موضوع: ميراث فرهنگي.
دوسالانه چهارم 1378، با موضوع: پايان.
موضوع دوسالانه چهارم واقعاً پاياني بود بر موضوعات فرهنگي اين رويداد هنري. با مرور موضوعات بعدي دوسالانه كاريكاتور تهران، ميتوانيم تصويري كم رنگي از جامعهي خودمان را بدست آوريم. « سفر، سرقت، سالمندان، پول و ترس» اين عبارات يكي پس از ديگري موضوعات دوسالانههاي كاريكاتور تهران تا كنون است.
هر جشنواره با مطرح ساختن سوژهاي سعي دارد تا از زاويه ديد كاريكاتوريستها، تصوير روشني از جامعه خود و رويدادهاي روز جامعه جهاني بدست آورد. آنگاه كه كاريكاتوريستها دستبكار ميشوند، همه جوانب سوژه را در لايههاي زيرين جامعه و پيرامون خود كاووش ميكنند و كشفيات هنري خود را با آگرانديسمان كردن، آن هم با اغراقهاي كاريكاتوري به نمايش ميگذارند. مكانيك و بازخورد عملكرد كاريكاتوريستها در اين ميان بسان آئينهاي تمام قد خواهد بود كه افراد بتوانند زواياي پنهان و آشكار خود و جامعهشان را به تماشا بنشينند.
چه كسي از افراد جامعه در اين چرخه ميتواند خود را پنهان سازد. آنگاه كه «ترس»هاي دورني ما و جامعهمان، با همهي ابعادش خودنمايي كند، نيتجه نهايي چگونه ارزيابي خواهد شد؟
***
در شرايط فعلي كشورمان كه هر روز تحت فشارهاي خارجي قرار ميگيريم و تهديد و تحريم ميشويم، موضوع «ترس» چندان مصداقي ندارد. در اوايل بهمنماه سال گذشته شواري برنامهريزي دوسالانه كاريكاتور تهران جلسهاي تشكيل داد و موضوع «ترس» را براي مسابقه انتخاب كرد. اي كاش در آن جلسه كه همزمان با روزهاي خونين و مظلومانه جنگ 22 روزه غزه بود و از سويي ديگر انتخابات در آمريكا، اعضاي شوراي برنامه ريزي توجه و نكته سنجي بيشتري از خود نشاني ميدادند. زيرا اكنون كشور ما بيشتر از هر زمان ديگري زير ذرهبين است. روزي ما را به حامي ترروريست متم ميكنند و روزي ديگر در ليست تروريست ميرويم. چندي پيش اوباما در تركيه اعلام كرد « كشور ايران يا سلامت مردم خود را انتخاب كند يا انرژي هستهاي را». براستي اعلام موضوع «ترس» در چنين جشنوارهاي در سطح بين المللي از سوي ايران، نشان از چيست؟! ما بايد از چه بترسيم و چرا ترس را تجريه كنيم. اكنون ما با اقتدار و سختيهاي فراوان در مقابل همهي زورگويان استعمارگر پايداري كرده و ايستادهايم. وقتي كه كشور ما به فناروي هستهاي صلحآميز دست مييابد، وقتي كه ماهوارهي كشور ما به فضا فرستاده ميشود و ... اينها دستاوردها نشان از اقتدار ايران است. ترس در قاموس مردم ايران جايي ندارد.
نگارنده بعنوان يك كاريكاتوريست برخي جنبههاي سياسي موضوع « ترس» را برميشمارد.:
* ترسي كه رسانههاي غربي و اروپايي از ايران به جامعهجهاني القاء ميكنند.
* ترسي كه غربيها از مسلمانان و تروريست مطرح ميسازند.
* ترسي كه ما از دشمن بايد داشته باشيم.
* و ترس از فعاليت ايران در زمينه انرژي هستهاي.
بيشك اين سرفصلها از نگاه تيز بين و موشكافانه كاريكاتوريستهاي حرفهاي جهان پنهان نخواهد ماند.
دوسالانه كاريكاتور ميتوانست با بررسي بيشتر و از طريق اينترنت، سوژهي پيشنهادي را به مسابقه بگذارد تا با جامعيت بيشتري سوژه مناسب بدست آيد.
در هر صورت كاريكاتور ميتواند در شرايط فعلي كه همه دنيا به ما مينگرد كمي بيشتر بهروز باشد و سراغ موضوعاتي برود كه روحيه ايستادگي و پايداري ما را بنمايش بگذارد.
بعنوان مثال موضوعات: «وطن من، زمين من، ، مرزها، خاك، پرچم، صلح سبز، دنياي بدون سلاح، سوخت هستهاي سبز و ...
هر يك از اين موضوعات ميتوانست جاي كار بيشتري براي خلق آثار كاريكاتوري ارزشمند و كاربرديتر را ايجاد كند.
ناگفته نماند خداوند در كنار همهي حسهاي انساني، حس ترس را به ما ارزاني داشته تا در مواقع لزوم خود را پيشاپيش از بلاها و مشكلات نجات دهيم. اما پرداختن به ترس و روي آوردن به آن، آدمي را منفعل ساخته و همواره مجبور خواهد ساخت بگريزد، عقبنشيني كند و پا پس نهد.
انتخاب آثار
وقتي صحبت انتخاب آثار به ميان ميآيد، خيليها دچار آلژي ميشوند. تپش قلب و گاهي هم عصبانيت.
تاكنون سراغ نداريم در مسابقه يا جشنوارهاي اعضاي كميته انتخاب آثار بتوانند در همان مسابقه شركت كنند و ذينفع باشند و حتي اعضاي اين كميته يكي پس از ديگري تا نفر هفتم از 9 نفر جايزه هم بگيرند!! تعجب نكنيد زيرا واقعي بودن اين اتفاق غير قابل انكار است.
دوسالانه كاريكاتور با همهي اعتبار و حرفهاي بودنش، تا همين دورهي قبل، اعضاي كميته انتخاب آثار در كمال شگفتي در مسابقه هم شركت ميكردند و جايزه ميبردند. كم نبودند كاريكاتوريستهاي شركت كننده در دوسالانه، كه از انتخاب آثارشان ناراضي باشند. زيرا آثار قوي آنها كه احتمال برنده شدن بيشتر را داشت، انتخاب نميشد.
نپذيرفتن اين واقعيت بدان معناست كه همهي اعضاي كميتههاي انتخاب آثار انسانهايي وارسته بوده و به نفس خود كاملاً تسلط داشتهاند! و در مواجه با آثاري قوتتر از آثار خود، در كمال فروتني رضايت ميدادند آن آثار وارد مسابقه شده و گوي سقبت را از آنها بربايد. براستي حقيقت همين است يا حقيقت شكل وارونه آنچه گفته شد ميباشد؟!
ميتوان تصور كرد اگر آثار قوي ديگر كاريكاتوريستها به جشنواره راه مييافت، آيا آنها در هر دوره، يكي پس از ديگري جايزه ميبردند؟ براي آوردن مثال راه دور نميرويم. آنچه مطرح گرديد، با آثار نگارنده، در تمام دورههاي دوسالانه برخورد شده است! دوستي از درِ نصيحت وارد شد و گفت، فلاني چرا تو چند اثر به جشنواره ميفرستي؟ تنها يك يا دو اثر به مسابقه ارسال كن، اما اين دو اثر حتماً قوي باشند. اين پيشنهاد را كه انجام دادم، اصلا هيچ كدام از كارهايم به دوسالانه راه پيدا نكرد!! انگار شرط پذيرش ، قوي نبودن آثار بود!.
با عنايت به نكتهاي كه در اشاره اين نوشتار آمد، اكنون وقت آن رسيده جدا از غر زدن و ايراد گرفتن، يكي از ويژهگيهاي نقد سالم را بكار بنديم.
دوسالانه كاريكاتور تهران از دوره پيش تصميم گرفت قيد كميته انتخاب آثار را بزند و از داوران بخواهد خود آنها به اين امر خطير مبادرت ورزند. بنظر ميآيد آنگاه كه خود داوران بخواهند آثار را گزينش كنند، ما با چالش ديگري مواجه خواهيم بود. از آنجا كه داوران موظفند آثار برنده و برگزيده انتخاب كنند، اين امكان وجود دارد در موقع انتخاب آثار، با همان «نگاه و تفكر آثار برگزيده» همه كارها را محك بزنند و برخي آثار خوب در اين ميان حذف شود.
پيشنهاد نگارنده اين است برگزار كنندگان دوسالانه بيايند و در زمان اعلام فراخوان دو نكته را متذكر شوند. اول آنكه فقط كاريكاتوريستهاي حرفهاي حق شركت در مسابقه را دارند و دوم آنكه هر كاريكاتوريست حق دارد با يك يا دو اثر در مسابقه شركت كند. در اين شيوه حق كمتري از كسي ضايع ميشود. در حال حاضر اين روش در برخي جشنوارههاي خارجي اجرا ميشود.
كاتالوگ
چاپ كاتالوگ شيك و نفيس دوسالانه كاريكاتور تهران، يكي از ويژهگيهاي اعتبار اين رويداد هنري بين المللي محسوب ميشود. با يك بررسي و محاسبه سرانگشتي آثار كاريكاتوريستهاي ايراني كه در كاتالوگ دوسالانه اول چاپ شده، تنها 9 اثر است. گويا در آن سالها به كاريكاتوريستهاي ايراني چندان اعتماد نبوده، يا اينكه تلاش بوده با چاپ آثار كارتونيستهاي خارجي، جنبهي بين المللي بودن دوسالانه را در آغاز راه افزايش دهنده. البته اين سياق در بخش اهداي جوايز، بيشتر خودنمايي ميكند!
اكنون كاتالوگ دوسالانه در هر دوره، بهتر از دورهي قبل، نفيستر چاپ ميشود. اما متاسفانه ايراد ديگري به تازهگي به قوانين دوسالانه راه پيدا كرده، و آن اينكه كاتالوگ دوسالانه فقط به كساني رايگان اهدا ميشود كه اثرشان در كاتالوگ چاپ شده باشد. براستي هنرمندي كه چند اثر به دوسالانه ارسال ميكند و اثر او قابل عودت هم نيست، آيا اين آثار از حيث مالي ارزش اهداي يك جلد كاتالوگ را ندارد؟! بيشك اكنون دوسالانه كاريكاتور صاحب گنجينهي بزرگي از آثار كاريكاتوريستهاي معاصر دنيا شده است. ناگفته نماند، بسياري از كاريكاتوريستها تنها بخاطر دريافت كاتالوگ در مسابقات شركت ميكنند. در پاسخ اين طيف از كاريكاتوريستها بايد عرض كرد. عزيزمن، كمي كه صبر كني فايل PDF كاتالوگ، مفت و مجاني روي سايت مربوطه خواهد رفت. برو دانلود كن، بشين و آنقدر PDF را تماشا كن چشمهايت در بيايد.
داوري دوسالانه
شاگرد شيخ مرتضي انصاري وقتي ميخواست از نجف به ايران بيايد از شيخ خواست او را نصيحت كند. شيخ او را سه پنده مهم داد كه يكي از آن پندهها اين بود. «قضاوت» را هرگز انجام نده، حتي براي رضاي خدا. مردان صاحب نفس و خودساخته تا ميتوانستند از قضاوت و داوري فاصله ميگرفتند، زيرا داوري و قضاوت از اعمال سخت روزگاران است. آنگاه كه اين وظيفه را بپذيري، در خوشبينانهترين وضعيت، عدهاي را شاد و عدهاي ديگر را آزرده خاطر خواهي كرد.
سخن از سختيهاي داوري به ميان آمد. گاهي مجبور ميشوي ملاحظه مدير فلان مدير سايت را داشته باشي، نفوذ فلان مدير انجمن و انجيو را در نظر بگيري، توانايي فلان مسؤول صفحه نشريه يادت باشد، فراموش نكني فلاني وابسته به كدام حزب سياسي است و ...
كيست كه اين همه ملاحظات را به فراموشي بسپارد و در اوج وارستگي به امر شريف داوري بپردازد. اين حقيقت انكار ناپذيراست، تا زماني كه بيخطر باشي، تو را جدي نميگيرند. اين قانون دنياي امروز ماست. كم پيدا ميشود هنرمندي بخاطر هنرش جدي گرفته شود. مگر ديگران كه در ته صف هستند، كار بلد نيستند؟! هستند. تكنيك و تخصص هم دارند. اما آنان كه سالمترند هميشه ته صف خواهند بود.
بهترين قضاوتها، بطور معمول در جشنوارههايي انجام ميشود كه بخش انتخاب مردمي دارند و با راي مردم اثر برگزيده انتخاب ميشود. اين انتخابها، شايد توسط استادان و كارشناسان انجام نميشود، اما كاري كه از اين طريق برنده ميشود هميشه در اوج حقانيت قرار دارد.
اعتقاد نگارنده بر اين است، جدا از تخصص، درستي و وجدان در كار، بيشتر بدرد داوران ميخورد. تشخيص اثر برگزيده از پس هر آدم منصفي كه كمي كار را بشناسد برميآيد. داور حرفهاي و منصف كسي است كه در اوج شجاعت و بدور از تعارفات و رفتارهاي آوانگاردي، اجازه نميدهد اثري كه شايسته برتري نيست، جاي آثار قوي و جذاب را به دلايل ديگر بگيرد.
رندي ميگفت، تازهگيها روي نام و امضاء آثار شركت كنندههاي مسابقات را موقع داوري ميپوشانند. لابد ميخواهند ثابت كنند «نامها» در داوري ما مؤثر نبوده. اما آن رند گفت، در پاسخ اين ادعا بگوييد، اگر به داورها اعتماد داريد چرا روي نام و امضاي صاحب اثر را ميپوشانيد. نميترسيد به ساحت داوران اساعه ادب شود.
مدير مسئول و صاحب امتياز:محمدجعفر محمدزاده
شوراي سردبيري: داود یاراحمدی و ساسان والیزاده،علی زمان محمدزاده ،سهراب جوادي
ويرايس: بهروز قزلباش
سرويس بين الملل: مهدی بارانی
مدير اجرايي: محمد جوادی

در این شماره می خوانید:
· سخن نخست
first speech
· جستارها و پندارهايي پيرامون طنز در فرهنگ و ادب پارسي/ دكتر مسعود ميري
jumps and thoughts environs staire in Persian culture and literature
· طنزهاي مديريتي ما/ گفت و گو با مهدي كلهر
our management staires
· سازوكار ايجاد خنده/ محمد جنيف
outfits which causes laugh
· "ترس"در دوسالانه كاريكاتور نهم/ عليرضا ذاكري
afraid in biennial of ninth caricature
· سياست كاريكاتوري يا كاريكاتور سياسي/ داود ياراحمدي
caricature politic or political caricature
· مانگا در ژاپن/ بهنام جاهدزاده
manga in japan
· قصد دارم بهترين باشم/ گفت و گو با عليرضا باقري
I’m going to be the best
· معلوليت محدوديت نيست/ آلبوم كاريكاتور
infirmity is not restriction
· وكلاي شكرشكن / سهراب جوادي
sweet spoken attorney
· از دست نوشته هايم به خدا پناه مي برم/ علي زمان محمد زاده
I shetter on my god for my handwriting
· لبخندهاي تبليغاتي / عباس علوي
promotive smiles
· با كاريكاتور شيرجه در سياست /گفت و گو با عليرضا ذاكري
dive in politic with caricature
· رنگ به هاشورهاي خيالم معني مي دهد/ گفت و گو با مهدي صادقي
hue convey to my dream hachures
· لبخند دراتاق تشريح/ نشست نشانه شناسي كاريكاتور
smile in anatomy room
· سفرنامه دومين جشنواره پوليا/ سفر نامه مهدي صادقي
log of the second Poolia festival
· سلطه رسانه/ آلبوم كاريكاتور
the mastery of medium
· روزنامه حزب خران/ معرفي كتاب تازه استادسيد فريد قاسمي
donkey party newspaper
· حكايت راوي خر مشغلام/ نگاهي با اشعار طنز حجتي
anecodote of Mash Gholam donkey’s narrator
· چرند و پرند دخو
Dakhou’s Charandoparand
· عليرضا قزوه و هندوانه
Alireza Gazve and watermelon
جام جم آنلاين: ايده تمركززدايي فعاليتهاي هنري از پايتخت كه چند سالي است از سوي مركز هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد پيگيري ميشود گويا كمي به تحقق نزديك شده است. اين موضوع را بخوبي ميتوان از شلوغي بيش از حد انتظار موزه هنرهاي معاصر اهواز در جنوبيترين نقطه ايران در مراسم گشايش نهمين دوسالانه كاريكاتور ايران سراغ گرفت.
اما محمدحسين ايماني خوشخو، معاون هنري وزير ارشاد كه در تهران ماند تا روبان گشايش بخش ديگري از اين دوسالانه را اينبار در مجموعه فرهنگي هنري صباي تهران ببرد در اولين سخن خود با اعتماد به نفس كامل گفت: اين روزها فعالترين دورههاي هنري را در كشور شاهديم و مردم استقبال بسياري از مجموعههاي تئاتر، موسيقي و تجسمي ميكنند.
او در اين مراسم هنر كاريكاتور ايران را در ميان ساير هنرها مايه افتخار كشور دانست، اما در سخنانش به هيچ عنوان از مهجوريت كاريكاتور در كشوري كه اين هنر از ديد مسوولان هنرياش مايه افتخار نيز شده است سخني به زبان نياورد.
معاون هنري ارشاد در بخش ديگري از سخنانش از رشد قابل توجه آثار اين دوسالانه نسبت به دوره قبل ابراز خشنودي كرد و گفت: در هيچ رويدادي در كشور و حتي در دنيا چنين استقبالي با شركت هنرمندان 91 كشور دنيا صورت نگرفته است.
از ديگر سو، مرد اول كاريكاتور ايران مسعود شجاعي طباطبايي كه عنوان دبيري نهمين دوسالانه كاريكاتور تهران را نيز به دوش ميكشد، تمام سخنانش را در يك جمله خلاصه كرد تا بگويد: بازديد از 750 اثر به نمايش درآمده در اين دوسالانه يك تا 2 روز زمان ميبرد و اين استقبال از دوسالانه نتيجه زحمات 18 ساله هنرمندان كاريكاتوريست كشورمان است.
براساس نظر كارشناسان بينالمللي، كاريكاتور معاصر نزديك به دو دهه آغاز شده است و روند رو به رشد اين هنر در ايران باعث شده است ايران اكنون به عنوان يكي از قطبهاي اين هنر در جهان شناخته شود.
شجاعي اما در اين مراسم پا را فراتر گذاشت تا شركت هنرمندان 91 كشور دنيا در اين دوره از دوسالانه را نشان برتري آن نسبت به دوسالانههاي هنري ديگر در كشور بداند و بيفزايد: ما از نظر كميت و تعداد شركتكنندگان در دوسالانه، در دنيا بينظير هستيم و هماكنون در كنار بهترين كشورهاي فعال در عرصه كاريكاتور دنيا يعني برزيل، تركيه و چين قرار داريم.
نهمين دوسالانه كاريكاتور تهران در چهار بخش كارتون با موضوع «ترس» و «آزاد»، كاريكاتور چهره با موضوع آزاد و كميك استريپ با موضوع آزاد برگزار شده است و هيات داوراني متشكل از ايران، تركيه، چين و برزيل داوري آثار را بر عهده دارند كه كار داوري را از 17 آذر ماه آغاز خواهند كرد.
قرار است در هر بخش به 3 برگزيده جوايزي اهدا شود و جايزه ويژه 8 هزار دلاري اين دوسالانه نيز به بهترين اثر اهدا خواهد شد. اين دوسالانه تا 25 آذر ماه در موسسه فرهنگي و هنري صبا در تهران و موزه هنرهاي معاصر اهواز برپاست.
مهدي نورعليشاهي